تبليغاتX
خان حکمت -
نشریه الکترونیکی خان حکمت (شهرستان شهیدپرور بندرگز)
هوالجواد
نـــــــــور
نور چیست؟ چگونه ایجاد شده و عوامل بوجود آمدن آن در جامعه چیست؟ نور در سیره معصومین چگونه است؟ چه آفت هایی در مسیر آن قرار دارد؟ آیا راه رسیدن به نور در مردان و زنان یکی است؟ و ...
یکی از مسائل مهمی که در جوامع امروزی بسیار کم یافت می شود و کمتر به این مهم توجه می شود
مسئله « نور » است . بهتر است ابتداءاً با معنای ابتدایی این کلمه بزرگ مقداری آشنا شده و سپس در حد بضاعتمان آن را مورد بحث و بررسی دقیق قرار دهیم (انشاء الله).
نور به معنای روشنایی است ولی نه روشنایی مجازی . به روشنایی شعله آتش نور نمی گویند! به روشنایی لامپها و چراغها نور نمی گویند! به برق خیابانها و معابر نور نمی گویند!
نور به روشنایی ای گفته می شود که بر اثر عواملی در دل انسان ایجاد شده ، مسیر زندگی را برای او روشن کرده و او را در این مسیر رهنمون می کند .
خداوند نور واحد و مطلق است و تمامی نورها باید از کمال او سرچشمه گیرند و به او نزدیکتر شوند .
هرچقدر انسان به نور الهی نزدیکتر شود دارای درجات بالاتری خواهد بود .
خداوند متعال برای اینکه انسانها به راحتی بتوانند به آن نور واحد رسیده و به کمال نزدیکتر شوند راههای متعددی را در جامعه پیش روی آنان قرار داده است ، مانند نماز خالص و با حضور قلب ، تلاوت قرآن با تأنی
و تدبر ، سیره ائمه معصومین (ع) ، جهاد و ...
روزی جوانی پس از اقامه نماز جماعت صبح به محضر مبارک پیامبر اکرم (ص) مشرف شد و عرضه داشت یارسول الله بنده همه چیز را می بینم ، بهشت را می بینم ، جهنم را می بینم ، آسمانها را می بینم ، فرشتگان الهی را می بینم ، مرگ شما را می بینم ، جایگاه شما را در بهشت می بینم ، دل شما را هم می بینم .
حضرت فرمودند: من هم دل شما را می بینم . ای جوان ! می خواهی بدانی از کجا این نورانیت را بدست آورده ای؟ جوان عرضه داشت یارسول الله به بنده نگویید ، به این جماعت نمازگزار بگویید. حضرت فرمودند تو از تلاوت زیاد قرآن و عمل به دستورات آن به این درجه رسیده ای . جوان عرضه داشت من هم زمانی هوسران بودم تا هنگامی که بر خدا توکل کردم و تصمیم قاطع گرفتم که دیگر به سوی نور حرکت کنم ...
قرآن کریم می فرماید : الله نورالسموت والارض مثل نوره کمشکوة فیها مصباح المصباح فی زجاجة الزجاجة کانها کوکب دری یوقد من شجرة مبارکة زیتونة لا شرقیة ولا غربیة ... (سوره مبارکه نور آیه 31)
امام صادق (ع) در تفسیر این آیه شریفه می فرمایند : در این آیه مشکوة (چراغدان) به معنای حضرت زهرا(س) است ، مصباح المصباح نیز به معنای امام حسن و امام حسین (ع) و کوکب دری به ائمه معصومین (ع) تعبیر شده است .
حال پس از اینکه مشخص شد نور از چه مسیرهایی عبور می کند ، یک سؤال مطرح می شود که در جوامع امروزی با این شرایط سخت با این همه فساد و تباهی چگونه می شود به آن درجه کمال رسید و نورانی شد؟!
این سؤال را از مراجع بزرگوار تقلید حضرت آیة الله بهجت و علامه حسن زاده آملی پرسیدند که هر دو آن بزرگواران تنها یک پاسخ دادند که مضامین سخنانشان این بود که « انجام واجبات و ترک محرمات »
یعنی در این شرایط خود را از گناه محفوظ داشته و معصیت نکنید (ورع) . نبی مکرم اسلام (ص) آنقدر نورانی بود که تمام عالم در وجود او جای داشت و آن ناشی از تقوی و پرهیزکاری آن حضرت بود . در سیره نبوی آمده است که حتی ایشان یکبار هم از ران مرغ تناول نمی کردند و می فرمودند اینگونه غذاها هوس آور است و خوردن آنها کراهت دارد ...
و اما آفت هایی که در جوامع امروزی در مسیر نورانی شدن قرار دارد و در شهرستان بندرگز نیز به وضوح مشاهده می شود به شرح ذیل می باشد :
یکی از آفت هایی که در این زمینه وجود دارد ، عدم شناخت حقیقت زندگی است ، چرا که در عصر حاضر به گونه ای زندگی می کنیم که متأسفانه نه حتی منکر ، بلکه گاهی اوقات حرام نیز در نزد ما زیبا جلوه داده و مستحب شمرده می شود . گناه کرده ، راه سعادت را به روی خود می بندیم در صورتی که به سادگی از آن عبور می کنیم . علت ضعف جوامع امروزی مشخص است ، با نداشتن شناخت کافی فکر می کنند که راه نورانی شدن تنها نماز و روزه و امثالهم است در صورتی که اینطور نیست ، هرچند این موارد بسیار خوب هستند ولی باید شناخت وسیعی از جامعه داشت و با آن شناخت پیش رفت ، در کنار شناخت است که نماز و روزه رنگ و بوی خدایی به خود می گیرد .
معاویة ابن ابی سفیان (لعنة الله علیه) نماز جمعه را روز چهارشنبه اقامه کرد ، عده زیادی از مردم جاهل به او اقتدا کردند در صورتی که همه می دانند نماز جمعه مخصوص روز جمعه است ! این متأثر از عدم شناخت جامعه است و با ناآگاهی انسان خواسته یا ناخواسته به دوزخ کشیده می شود .
یکی دیگر از آفت های جامعه که در این مسیر قرار دارد بی مسئولیتی نسبت به جهاد و مبارزه است .
البته جهاد خود به دو قسمت جهاد اکبر و جهاد اصغر تقسیم می شود و مبحثی ثقیل و جداست که ما شمه ای از آن را مورد بررسی قرار می دهیم .
جهاد اکبر : یکی از مهمترین راههای رسیدن به نور واحد همان جهاد اکبر یعنی مبارزه با نفس اماره است ، نفسی که انسان را شبانه روز به بدی امر می کند .
نکته ای که بسیار مهم تلقی می شود اینست که انسان چگونه می تواند از فرمان های نفس که ابزاری است قوی در اختیار شیطان نجات پیدا کند ؟! در پاسخ باید گفت که با شیاطین به سادگی نمی شود مبارزه کرد ، چرا که هم آنان بسیار قوی هستند ، و هم ابزارهای آنها . البته نباید هم از آنها ترسید و می بایست تنها از خداوند مدد گرفت و بر او توکل کرد . انسان می بایست در مقابل حربه های شیطان که امروزه بیش از پیش شده است تنها یک عکس العمل را از خود نشان دهد . کار به ظاهر ساده و البته بسیار دشوار است .
تنها راه اینست که انسان راه مستقیمی را که خداوند در سوره مبارکه حمد فرموده است را طی کند و هرگاه به هر یک از حربه های شیطان گرفتار شد می بایست فرار کند که آن هم با شیوه های گوناگون میسر است .
روزی در یکی از اردوهای فرهنگی – نظامی باتفاق جمعی از برادران بسیجی بمدت یک شبانه روز به طرح وطنا رفتیم . مقداری از شب را در یکی از اتاقهایی که که مهیا کرده بودند گذراندیم و مقداری با تکنیک ها و تاکتیک های جبهه آشنا شدیم . نیمه شب شد ، به دستور فرمانده پایگاه مقاومت ---------- ، بسیجیان نوجوان و جوان دو صف منظم را تشکیل دادند و آماده حرکت به سمت جنگل های تاریک وطنا . یک صف در سمت راست جاده و صف دیگر در سمت چپ جاده که اطرافش جنگل های بسیار تاریک قرار داشت . مقداری که از خوابگاه دور شدیم ترس بچه ها را فرا گرفته بود و حتی بعضی ها دوست داشتند که برگردند ولی دیگر راه بازگشتی وجود نداشت ، چرا که می بایست یک مسیر نسبتاً طولانی را طی کنند و کسی جرأت نمی کرد در آن تاریکی به تنهایی برگردد . صداهای وحشتناکی از جنگل به گوش می رسید ، صدای ناله سگ و شغال و حتی ممکن بود از لابلای جنگل حیوان درنده ای به ما حمله کند ولی باز به مسیر خود ادامه دادیم . یک سرس برنامه های نظامی را در آن مسیر انجام دادیم . در حال حرکت بودیم که ناگهان یک نفر از بسیجیان فریادی زد و در مورد مسیری که طی می کردیم توضیحاتی داد .
او می گفت : این مسیر نسبتاً طولانی را مسیر زندگی فرض کنید . هر لحظه ممکن است از هر طرف حیوان درنده ای به شما حمله ور شده و شما را بدرد و حتی شما لحظه ای حاظر نمی شوید قدمی به طرف ظلمات جنگل بروید . چه چیزی برای دفاع همراه خود دارید و چگونه می توانید در این تاریکی از خودتان محافظت کنید ؟! زندگی هم همینطور است ، تنها یک مسیر مناسب وجود دارد و آن هم صراط مستقیم است .
چطور می شود در این تاریکی و در این مسیر بدنبال ذره ای از نور می گردید ولی در مسیر زندگی کمتر متذکر این نکته می شوید ؟! در زندگی نیز مطمئناً سگ ها و شغال هایی وجود دارد که ممکن است شما را بدرد . چرا در این تاریکی بیشتر بالای سرتان را مشاهده می کنید و از نور زیبای ماه بهره می گیرید ، درصورتی که در مسیر زندگی بدنبال کمتر نوری هستید ؟! و ...
صحبت های زیبا و جالبی بود و البته تأثیر گزار. آن شب با آنکه بسیار دیر جهت استراحت به خابگاه برگشتیم ولی همه در اول وقت برای نماز صبح بیدار شدند و این نشان از درک صحیح از واقعیت بود ...
جهاد اصغر : انسان ها موظفند در کنار تهذیب نفس ، برای دیگران نیز قدم های بسزایی را بردارند و موجب پیشرفت آنان در زمینه های مختلف شوند .
جهاد تنها حضور در جبهه جنگ نظامی نیست ، بلکه به فرموده مقام معظم رهبری جهاد می تواند در زمینه های مختلف باشد ، مانند جهاد فرهنگی و دینی ، جهاد اجتماعی ، جهاد سیاسی و ...
پس هرکس برای اینکه بتواند هم خود و هم دیگران را به سعادت رهنمون کند می بلیست برحسب بضاعت خویش جهادکند و در آن صورت است که وجود او نورانی می شود و اگر کسی جهاد نکند و از آن بگریزد ممکن است ماجرای حضرت یونس ذالنون (ع) در شکم ماهی برای او نیز پیش آید .
جامعه امروزی نیاز مبرم به جهاد اصغر دارد ، چرا که دشمنان داخل و خارج از هر فرصتی برای خدشه دار کردن نظام می کوشند و در سایه جهاد و مبارزه است که ترفندهای دشمن بی اثر می ماند ...
سؤال دیگری که در مورد نور پیش می آید اینست که آیا همانگونه که مردان به دنبال نور واحد هستند
زنان نیز باید اینگونه باشند ؟
پاسخ خیر است ! چرا که مرد ویژگی خاص خود را دارد و زن ویژگی دیگری . مردان باید به کارهای بیرون از خانه بیشتر روی آورند و زنان به کارهای خانه که در جوامع امروزی برعکس است .
نورانی شدن زن در خوب شوهرداری اوست نه در کوچه و خیابان کار خیر کردن .
پیامبر اکرم (ص) فرمودند : زنان مطمئن ترین سلاح شیطانند ، و در جایی دیگر می فرمایند : اگر زن نبود هر آینه مرد به بهشت می رفت .
از این احادیث معتبر که در کتاب شریف نهج الفصاحه موجود است اینطور تعبیر می شود که بهترین کار زن بخصوص در جوامع امروزی حضور در خانه است . البته این حضور در خانه را نباید با اسارت زن اشتباه گرفت . منظور این است که زن در مواقع غیرضروری نباید از منزل خود خارج شود .
مطمئناً داستان زنی که به درجه مقرب درگاه خدا شدن رسید را شنیده اید . این زن در دوره رضا شاه که قانون کشف حجاب فراگیر شده بود ، سالهای متمادی را تنها در خانه خود سپری کرد و هرگز از منزل خود خارج نشد که پس از مرگ او حضرت مهدی (ارواحنا فداه) برای او عزاداری کردند و آن زن سعادتمند شد ، ولی متأسفانه در حال حاظر زنان و دختران را کمتر می شود در خانه ها پیدا کرد !
پیامبر اکرم (ص) فرمودند : هر زنی بدون اجازه شوهر از خانه اش بیرون رود مورد خشم و غضب خدای تعالی است تا زمانی که به خانه بازگردد و یا شوهرش از او راضی شود و در جایی دیگر می فرمایند : حکایت زنی که خود را برای دیگران زینت کند مانند ظلمتی است که روز قیامت نور ندارد .
زنان برعکس مردان می بایست در خانه خود حضور یافته و از نور الهی بهره گیرند چرا که بهترین راه نورانی شدن برای آنان همین حضور در خانه است .
نبی مکرم اسلام (ص) می فرمایند : اشتغال هریک از شما زنان در خانه اش ثواب جهاد مجاهدان را در پی دارد (انشاء الله) .
نمونه دیگر فرق مرد و زن در کسب نورانیت حضور در برخی عرصه هاست .
به عنوان مثال ) مردان برای اقامه کردن نماز به مساجد می روند ولی به فرموده رسول الله (ص) زنان بهترین محل عبادت آنان کنج خانه های آنان است نه مساجد! متأسفانه اخیراً در شهرستان بندرگز به وضوح مشاهده می شود که کوچه و بازار مملو از زن و دختر است ، بخصوص از ساعت 7 الی 11 صبح که در این مواقع جو بسیار بدی در شهر پدیدار می شود . گوئی زلزله عظیمی آمده باشد و مردان با خانه هایشان نابود شده باشند و زنان بی خانمان به خیابان ها گریزان شده اند . هرکس یک پلاستیک و یا فرش کوچکی بهمراه دارد و در کنار مغازه ای نشسته ، در انتظار خرید مقداری شیر . ظاهراً کنفرانس تشکیل داده اند . آن هم چه کنفرانسی! هرکس از روبروی آنان عبور می کند 80 عدد چشم به او خیره شده و پس از مشاهده ، در همان زمینه کنفرانس غیبت و تهمت آغاز می شود و اکثر مواقع آخر هم به جنجال کشیده می شود . این چه بساطی است . پس از ارائه این همه حدیث معتبر از معصومین (ع) آیا این وضع با اسلام سازگاری دارد؟!
اشکال کار از کجاست و چه کسانی و چگونه می توانند این معضل فرهنگی را در شهر برطرف نمایند؟
تازه می شود به مضامین حدیث شریف نبوی پی برد که می فرمایند :

کمترین کسانی که به بهشت می روند زنانند و بیشترین کسانی که به بهشت می روند دیوانگان .
یقین بدانید نور را از این جمع ها نمی شود پیدا کرد . چشم ها نابینا و دل ها تیره است ، گویا اکثر انسان ها خوابند و هنگام مرگ از خواب غفلت بیدار می شوند ...
الا ای بی وفایان ! از آن پیغمبری که حتی دم مرگ نیز به یاد سعادتمندی شما بود و ندای
« رب امتی – رب امتی » « پروردگارا امت من چه می شوند » سر می داد ، خجالت بکشید و ذره ای هم که شده به دستوراتش عمل کنید .
انشاء الله که خداوند همه ما را از دیوانگان و بیداران خود قرار دهد .
+ نوشته شده در  ساعت 10  توسط عبدالزهرا  |