تبليغاتX
خان حکمت -
نشریه الکترونیکی خان حکمت (شهرستان شهیدپرور بندرگز)

  هوالجواد 

سیری در بحبوحات فرهنگ و دین

خدایا ، از اینکه نمی توانیم آنطور که باید و شاید حق مطلب را ادا کنیم شرمنده ایم و عذرخواه ...

یکی از مقدمات بسیار مهم و دومین زمینه طرح فروپاشی برای احیای حاکمیت نظام سلطه بر ایران ، تهاجم فرهنگی است . تا زمانی که فرهنگ ملی بر جامعه حاکم است و نظام سلطه جهانی در پیشبرد اهداف خود در عرصه استحاله فرهنگی توفیقی به دست نیاورد ، اجرای هر طرح استعماری

 قطعاً فاقد توفیق خواهد بود ، زیرا سلطه سیاسی بدون پشتوانه فرهنگی میسر نیست . بنابراین برای تضعیف اسلام و ارزش های اعتقادی و همچنین کم رنگ ساختن روحیه ایثار ، جهاد ، شهادت ، خوداتکایی و ضدیت با ظلم و تخریب فرهنگ ملی کشور و جایگزین کردن فرهنگ آمریکایی در راستای ایجاد بحران هویت ، طرح تهاجم فرهنگی با برنامه ریزی حساب شده ای به مرحله اجرا درآمده است که ابعاد آن عبارتند از :

1- ترویج و اشاعه دنیا طلبی و مادی گرایی افراطی با تبلیغ مظاهر زندگی غربی

2- تبلیغ مستمر و گسترده سکولاریسم و لائیسم

3- ترویج نظریه وجود قرائت های مختلف از اسلام

4- اشاعه و تبلیغ نسبی بودن موازین اسلامی و ارزش های اعتقادی و دینی

5- تبلیغ ضرورت جدایی دین از سیاست و دنیا از آخرت

6- ترویج و تبلیغ وجود تضاد میان علم و توسعه با دین و اخلاق

7- نفی آرمانگرایی با دنیاپرستی و تحریک غرائز شهوانی

8- حمله مستمر به مبانی ارزشی و پایه های اعتقادی با حربه تحریف حقایق

9- اشاعه چهره غیرواقعی ، زشت و خشن از اسلام

10- تبلیغ و ترویج مغایرت دین و وحی با عقل

11- ترویج و اشاعه اومانیسم و مکاتب الحادی غربی

12- تبلیغ و ترویج تضاد میان اسلام و آزادی

13- تلاش مستمر و برنامه ریزی شده برای  سست کردن بنیان های مسلم دینی

14- تلاش برای قرار دادن جمهوری اسلامی در مقابل دموکراسی و آزادی های مدنی

15- سازماندهی حملات لجام گسیخته به باورهای ملی – مذهبی و ارزش های حیاتی

16- برنامه ریزی برای بیگانه ساختن جامعه با امربه معروف و نهی ازمنکر

17- تلاش برای به تمسخر گرفتن مبارزه حق و باطل

18- تبلیغ گسترده مبانی نظری فرهنگ غرب و زیرساخت های تئوریک فرهنگ آمریکایی

19- کوشش برای جدا کردن نسل جوان از ارزش های اعتقادی و آرمانهای انقلاب با هدف

 ایجاد بحران هویت

20- نفی معنویت و تبلیغ برای افزایش حرص و طمع نسبت به دنیا و قربانی ساختن همه ارزش ها و لذایذ معنوی در مسلخ دنیا پرستی  و زیاده طلبی های افراطی مادی

21- متهم ساختن اسلام و جمهوری به ضدیت با حقوق بشر و نقض آزادی های مدنی

22- سوء استفاده از نارسائی ها ، معضلات و ضعف های مدیریتی و اجرایی ، برای حمله و هجوم به ماهیت اسلام و قوانین الهی با هدف کم رنگ ساختن ایمان به خداوند متعال

23- ایجاد روحیه یأس و ناامیدی در مردم ، بویژه در نسل جوان ، با ترویج و اشاعه غیرقابل اجرا بودن

 ارزش های والای الهی در جامعه

24- برنامه ریزی برای کم اهمیت جلوه دادن تهاجم فرهنگی و توهم خواندن آن ، با هدف کم کردن حساسیت ها نسبت به اهداف تهاجم فرهنگی ؛ در حالی که بیشترین سرمایه گذاری ها را در این بخش صورت می دهند و هزینه های آنها برای تهاجم فرهنگی سرسام آور است سعی در بی اهمیت جلوه دادن تهاجم فرهنگی دارند

25- تبلیغ و ترویج ناکارآمد بودن تئوری حکومت دینی و تضعیف فرهنگ اسلامی و مبانی عقیدتی و اشاعه این نظریه که دین متعلق به گذشته است و قرآن کریم برای مردم عربستان در مقطع زمانی 1400 سال پیش نازل شده است و ربطی به زندگی ماشینی و عصر تکنولوژی پیشرفته ندارد .

حال با این دریای متلاطم سازماندهی تهاجم فرهنگی چه باید کرد ؟! مسئولیت دفاع از میهن اسلامی ، ارزش ها ، افکار و زندگی جوانان و نوجوانان برومند جامعه برعهده چه کسانی است ؟!

* درپاسخ به این سؤالات مهم رجوع می کنیم به برخی از ابعادی که ذکر شد :

( ترویج و اشاعه دنیا طلبی و مادی گرایی و نفی معنویت و تبلیغ برای افزایش حرص و طمع نسبت به دنیا و قربانی ساختن همه ارزش ها و لذایذ معنوی در مسلخ دنیا پرستی و زیاده طلبی های افراطی مادی ) .

در این بین نکته ای که بسیار مهم تلقی می شود مسئله تبلیغ و ارزش آن در جامعه است .

بعضی از مسائل است که ما به حق ، ارزش آن مسائل را درک کرده ایم . چون ارزشش را یعنی سطحش را درک کرده ایم ، قهراً آن را در سطح خودش می شناسیم . مثلاً امر « افتاء و فتوا دادن » .

خوشبختانه تا حد زیادی ، لااقل 95 درصد جامعه ما می شناسند که افتاء کاری است سنگین و در سطح بسیار بسیار بالا . نه افرادی زود جرأت می کنند که چنین ادعایی بکنند و نه اگر افراد خوش اشتهایی این ادعا را کردند جامعه زود می پذیرد . جامعه این را احساس کرده که سطح این کار بالاست .

 ولی مسئله دعوت مردم به سوی حق ، مسئله تبلیغ مردم ، مسئله ارشاد و هدایت مردم ، مسئله حرکت دادن مردم به سوی خدا ، که سخن ، سخن حرکت دادن است ( سطح آن شناخته نشده است ) .

در این ره انبیا چون ساربانند                                دلیل و رهنمای کاروانند

وز ایشان سید ما گشته سالار                             همو اول همو آخر در این کار

جمال جانفرایش شمع جمع است                         مقام دلگشایش جمع جمع است

روان از پیش و دلها جمله از پی                             گرفته دست جانها دامن وی

حرکت دادن بشر است ، آن هم به کجا ؟ به سوی آخور؟ نه .

خیلی مکتب ها هستند که بشر را حرکت می دهند ، خوب هم حرکت می دهند ، اما به سوی چه ؟ به سوی آخور، به سوی منافعش . کمی مقام مقدس تر هم بگوییم :

به سوی حقوقشان که بالاخره منافعشان در حقوقشان است .

حضرت علی (ع) فرمودند : کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته ؛ یعنی همه مسئولند و موظفند که در حد وسع و توانشان عمل کنند . چه بنده حقیر عاصی ضعیف ناتوان که حداقل کاری که می توانم انجام دهم عمل است و تذکر و چه آن مسئول و رئیسی که در سمت خود انجام وظیفه می کند و یا نمی کند!

اسلام انسان را از فرو رفتن در دنیا و شهوات برحذر داشته است که یکی از نشانه های آن « اتراف » است . حضرت امام خمینی (ره) نام این حالت را « کاخ نشینی » گذاشته اند . اگر این حالت

حاصل شود ، معمولاً انسان سرکشی می کند و در دنیا و آخرت خود را رسوا می کند .

این حالت (اتراف ) ، انسان را در غرقاب شهوات و امور دنیوی فرو می برد و سرانجام به سرکشی و تکذیب انبیاء (ص) می انجامد ( اصحاب شمال ) .

چنین ویروس خطرناکی چند سالی است در شهرستان بندرگز نیز مانند خیلی شهرهای دیگر سرایت کرده و البته ناگفته نماند مقداری هم اوج گرفته است . 

اخیراً شنیده شده است که برخی از بزرگان شهری ، چه در لباس شخصی  و چه در لباس شریف روحانیت و ...  به جای اینکه دنبال دین داری و دین مداری خود و مردم باشند ، متأسفانه در حال حاضر به دنبال زرق و برق دنیا ، خرید و فروش زمین های زراعی و املاک مسکونی و ... می باشند . جای تأسف دارد که کسی در شهر متذکر این نکته نمی شود در صورتی که همین افراد به صورت هفتگی در صحبت هایی که در جمع های مختلف دارند دم از ساده زیستی و یتیم نوازی زده و خود را تبرعه می کنند ! ناگفته نماند روزی دوستی می گفت غروب پنج شنبه ای برای زیارت اهل قبور با پای پیاده در راه رفتن به امامزاده حبیب الله شهر نوکنده بودیم که ناگهان یکی از همین آقایان با ماشینی گران قیمت مثل بازی شکاری و با سرعت بیش از 100 کیلومتر در ساعت از روبرویمان که در داخل شهر بودیم رد شد و با سرور و شادمانی فراوان برایمان دستی هم تکان داد . نفهمیدیم چه شد ولی تنها نکته قابل فهم برایمان این بود که این آقا یکدستی هم می تواند اتومبیل رانی کند . تأسف خوردیم که چرا مأمورین راهنمایی و رانندگی جلوی این راننده بی ترمز را نگرفتند ؟! 

نکته قابل توجه اینکه همین افراد که دم از اسلام و دین می زنند با استفاده از ( بند پ ) امکانات شغلی فراوانی  را تنها برای بستگان و نزدیکان خود فراهم می کنند و کسی در داخل شهر نیست که

 به فریاد بی نوایان پاسخی بدهد .

 البته فراموش نکنیم که حتی برای اقامه نمازهای جماعت هم باید اکثر دفعات  با تلفن زدن بدنبال یک امام جماعت گشت که آن هم بیشتر اوقات با تأخیر 10 الی 15 دقیقه ای اقامه شود .

پیغمبر اکرم (ص) فرمودند : زمانی برای مردم پیش خواهد آمد که مردم اهمیتی به تلف شدن دین

نمی دهند ، درصورتی که دنیای آنها محفوظ و سالم باشد .  

نکند که ما خواسته یا ناخواسته از چنین افرادی حمایت کنیم و از اعمال و کردارشان مدح و ستایش

بعمل آوریم ، هرچند خودشان در جمع های مختلف از همدیگر تعریف و تمجید می کنند!

پیامبر اعظم (ص) فرمودند :

هنگامی که آدم بدکار ستوده شود ، عرش الهی بلرزه درآید و خداوند خشمناک شود .

حال به نظر شما در میان چنین افراد بی مسئولیت و نالایق چه باید کرد و چه تدابیری باید اندیشید؟!

+ نوشته شده در  ساعت 20  توسط عبدالزهرا  |