تبليغاتX
خان حکمت -
نشریه الکترونیکی خان حکمت (شهرستان شهیدپرور بندرگز)
 

هوالجواد

 

کلمه « لا اله الا الله » در جامعه

تمامی انسانها در جامعه نیازهایی دارند که بدنبال رفع هرچه سریعتر آن می باشند . این نیازها بطور کلی عبارتند از : 1- نیازهای مادی 2- نیازهای معنوی

معمولاً اکثر انسانها برای رفع مشکلات و نیازهای خود دست به هر کاری می زنند و امیدوارند که

بتوانند تا آنجا که برایشان میسر است این نیازها را برطرف نمایند .

پرسشی که در این مابین پیش می آید اینکه چرا ما انسانها در جامعه نمی توانیم نیازهای خود را بطور کامل رفع کنیم ، هرچند که در بسیاری از موارد از یکدیگر مددجوئی می کنیم ؟!

یکی از دلایل بسیارمهمی که اصولاً منجر می شود در کارهایمان گره بیفتد و یا ناتمام و ناقص اجراء شود

و به خواسته های مورد نظرمان نرسیم اینست که کلمه شریفه « لا اله الا الله » را نتوانستیم بفهمیم و یکی از مهمترین و پیچیده ترین مسئله از اصول پنج گانه دین که توحید و خداشناسی است

را درک کنیم ...

به عنوان مثال شما یک جگرفروشی را در نظر بگیرید که روزی ده ها جگر پاره می کند و به سیخ

می کشد و می فروشد اما چه بسا رگها را نمی شناسد چون در مقام شناختن موی رگها نبوده و یا یک آئینه فروش که زلف او در هم ریخته شده و از صبح تا شب صدها بار به آئینه ها نگاه می کند اما زلف و موی خود را درست نمی کند زیرا در فکر و مقام اصلاح خود نیست ، او در فکر فروش آئینه است نه اصلاح موی خویش . گاهی انسان دستمالی بدست می گیرد و شیشه ساعت را پاک می کند .

از او می پرسیم چقدر به اذان ظهر مانده ، دوباره نگاه می کند زیرا تابحال در فکر پاک کردن ساعت بود

 نه در فکر شناخت وقت . اگر افرادی آثار خدا را می بینند و مطالعه می کنند باز هم ایمان نمی آورند ، برای آن است که هدفشان از مطالعه شناخت خدا نیست .

می دانیم اگر نعمتی از اول عمر با ما بود دیگر برای ما تازگی ندارد و اینکه ما آثار خدا را می بینیم و یاد او نیستیم و قدر آن را نمی دانیم ، چون از اول زندگی در نعمتها و با نعمتها بوده ایم .

 به عنوان مثال چیزی که مسلم است اینکه ما تا به حال خدا را بخاطر وجود انگشت شصت خود شکر

 نکرده ایم ، چون از اول تولد با ما بوده اما اگر فرض کنیم که این انگشت برای مدت کوتاهی بسته شود

 یا اصلاً بریده شود بعد مشاهده می کنیم که بدون آن نمی توانیم حتی دگمه یقه خود را ببندیم !

آری ، دوام نعمت ها سبب غفلت ما از خدا می شود و یکی از فلسفه های ناگواری ها همین هشدارها است ، قرآن مجید می فرماید ما گاه و بیگاه مردم را در تنگناها قرار می دهیم ( لعلهم یضرعون )

تا شاید به ما توجه و تضرع کنند .

لا اله الا الله به معنای ظاهری عبارتست از خدایی جز الله نیست . حال از این جمله بزرگ چه استنباط می شود و چه واقعیت هایی در آن نهفته است ؟!

نکته ای که بسیار مهم تلقی می شود اینست که انسان باید با نیت خالص و پاک تنها برای خدا

کار کند ، در تمامی اعمال و کردار خود خدا را ناظر رفتارش ببیند و مهمتر اینکه تنها و تنها از او کمک بخواهد ( چه بصورت زبانی و چه بصورت عملی ) . اصلاً بهتر بگوییم لا اله الا الله یعنی فقط خدا .

خداوند متعال به حضرت موسی (ع) فرمود که ای موسی اگر در خانه ای غیر از من را بزنی قطع امیدت

می کنم و کاری می کنم که به مرادت نرسی .

انسان باید همه کارهایش را تنها از خدا بخواهد نه فقط بصورت زبانی بگوید که خدایا به امید تو ، بلکه باید در عمل نیز آن را به اثبات برساند . البته کار بسیار سخت و دشواری است که تمام کارهایمان برای خدا باشد ، حتی یک کلمه حرف زدن و یا یک لحظه نگاه کردن ، به همین دلیل بود که پیغمبر اسلام (ص) هر شبانه روز دائماً دعا می کرد که « اللهم لا تکلنی الی نفسی طرفة عین ابدا » یعنی « خدایا یک چشم به هم زدن هم مرا به خودم وا مگذار » ، چرا که همان یک لحظه ممکن است انسان نه تنها از خیلی خواسته های خود دور شود حتی ممکن است که خواسته یا ناخواسته مشرک شود و از دین اسلام خارج گردد . انسان در کنار توکل زبانی و عملی به خداوند نباید حتی یک لحظه هم از عنایت و کمک خداوند مأیوس شده و تردید به خود راه دهد .

روزی حضرت عیسی (ع) در کنار دریا ایستاده بود و قدرت خداوند را مشاهده و تفکر می کرد که ناگهان فریادی از وسط دریا به گوش او رسید . ظاهراً شخصی از داخل قایق به دریاافتاده و در حال غرق شدن بود . حضرت عیسی که قدرتی مافوق طبیعت داشت قدم زنان بر روی آب دریا راه می رفت و به آرامی دست آن مرد را گرفت و با استفاده از قدرت خداوندی به او گفت که با من تا ساحل بر روی آب راه بیا .

 آن مرد پس از چند قدمی که توانست بر روی آب راه رود ، ناگهان مشاهده کرد که دارد در آب غرق می شود . حضرت عیسی (ع) دست او را گرفت و به قایق رساند و فرمود که ای مرد ، چرا لحظه ای به قدرت خداوند شک و تردید کردی ؟! همان یک لحظه کافی بود تا سلب توفیق شوی .

لا اله الا الله یعنی انسان بی هیچ تردید و بطور خالص فقط و فقط به خدا توکل کرده و از او بخواهد .

البته این به معنای ترک تلاش و فعالیت و استفاده از منابع مادی نیست .

و اما نکاتی که منجر می شود کارهایمان در جامعه با موفقیت کامل به انجام نرسد و یا گره ای در کارمان

ایجاد شود عبارتند از :

1- نیت ناخالص : در چنین موردی اصولاً در گفته مان کلمه رضای خدا وجود دارد ولی در عمل چیز دیگری ثابت می شود .

2- کمک خواستن از غیر خدا : شبانه روز دعا می کنیم که فاغث یا غیاث المستغیثین ، خدایا دست ما را بگیر و به فریادمان برس ، درصورتی که چاکرتم ، نوکرتم در بازار ها رایج شده است و حتی هنگام سلام کردن سرها در مقابل یکدیگر تا زانو خم می شود .

3- ریاکاری : این مورد به دو گونه است و گاهی اوقات در جلوه ای روشن بروز می کند و گاهی خیلی خفیف است که خود انسان هم نمی فهمد . در حدیث آمده است « کل ریاء شرک » ، ریاکاری نیز شرک محسوب می شود و فرد ریاکار از اسلام بدور است .

از حضرت علی (ع) پرسیدند آسمان ها قفل می زنند و هیچ دعایی به بالا نمی رود ، علت چیست ؟

حضرت فرمود شرک به خدا . پرسیدند کلید این قفل ها چیست ؟ حضرت فرمود گفتن کلمه لا اله الا الله .

ناگفته نماند حضرت آیة الله جوادی آملی (حفظه الله) در تفسیر یکی از آیات قرآن کریم گفتن کلمه لا اله الا الله را سپری در برابر شیاطین دانسته و فرموده است « کلمة لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی » . ایشان افزودند انسان تنها با گفتن « اعوذ بالله » از شیاطین رهایی پیدا نمی کند ، چرا که تنها گفتن اعوذ بالله مانند اینست که ما در میدان جنگ بایستیم و بگوییم که تیر نزنید . ذکر کلمه « لا اله الا الله » در کنار ذکر « اعوذ بالله » است که هنگام حمله شیاطین انسان را محفوظ می دارد ، چرا که در این لحظه خداوند فرشتگانی را مأمور می کند تا به طرف شیاطین تیراندازی کرده و انسان را محفوظ بدارند . 

4- بت پرستی : یکی از مهمترین مواردی که منجر به از بین رفتن عبادات و مستجاب نشدن خواسته ها و دعاها می شود رواج بت پرستی است . در دوران قدیم بت پرستی بصورت کاملاً آشکار بود و مردم جاهل خورشید ، ماه و ... را می پرستیدند و در جامعه کنونی ما چنین مواردی بسیار کم رنگ شده و به شیوه ای دیگر که اکثر مردم خود نیز از آن اطلاعی ندارند صورت می گیرد .

این بت پرستی همان هواپرستی ، جاه پرستی ، مقام پرستی ، پول پرستی و شخص پرستی است . البته در گذشته نیز چنین مواردی رایج بوده است .

( چند سالی است که منتظر مانده ایم یک خیر پیدا شود و این نوع بت پرستی را در شهرستان بندرگز شرح دهد و مردم را از این کار زشت و خطرناک باز دارد ، غافل از اینکه خود خیرین دچار چنین ویروسی شده اند ). اسلام هرگونه بت پرستی جلی و خفی را شرک به خداوند متعال دانسته و انسان ها را از آن نهی می کند .

5- برای غیرخدا کار کردن : پیامبر اعظم (ص) فرمودند ، خالصانه دین داری کن ، آنگاه عمل اندک برای

 تو کافی است و در جایی دیگر می فرماید خداوند تنهااعمال خالص را می پذیرد .

نمونه های دیگری از شرک :

یکی می گفت ، اکنون ما دیگر نیاز به نماز باران نداریم با حفر چاه نیم عمق ، آب مورد نیاز را

تأمین می کنیم .

دیگری می گوید الان زمانی نیست که خدا قهر کند و قحطی به مردم روآورده ، زیرا کشتی های گندم فوری از خارج وارد می شود .

سومی می گوید ، قانون شرع حسابی دارد قبول داریم لیکن نمی توانیم از قوانین دولتی یا بین المللی سرباز زنیم یا می گوید حکم خدا چنین است لیکن رضایت مردم و یا همسر را هم باید به حساب آورد ، ما گاهی به فرمان خدا و گاهی هم پیرو این و آنیم .

دیگری می گوید ، به مجالس عروسی می رویم چون اگر نرویم بستگان ناراحت می شوند ، هرچند که در آن لهو و لعب باشد ولی یک گوشه می نشینیم و کاری نمی کنیم ، فقط تماشا می کنیم

و یا اصلاً نمی رویم فقط هنگام صرف شام می رویم ، درصورتی که نمی داند این حضور خود نشانه حمایت از باطل است و حرام .

و یا حتی نمونه دیگر شرک ، تبعیض قائل شدن در نوع روابط بین مسکین و ثروتمند است .

امام رضا (ع) فرمودند : هرکس به پولدار گرمتر سلام کند خداوند در قیامت بر او غضب خواهد کرد .

این نمونه های ذکر شده و این نوع دید و منطق با توحید و بندگی حق منافات دارد . 

یکی از فقهای شورای نگهبان نقل می کرد که حدود بیست سال قبل که همراه حضرت امام خمینی (ره) به تهران می رفتم ، به او گفتم چه خوب است که دولت عراق اجازه مسافرت به ایرانی ها نمی دهد وگرنه فضلا و طلاب قم همه به سوی نجف می رفتند و حوزه علمیه قم خلوت می شد . امام از این طرز بیان بسیار ناراحت شد و از قم تا تهران در ماشین برای من صحبت کرد که اگر کسی در فکر غیرخدا باشد و بخواهد یکی بالا و دیگری پایین بیاید ، حوزه قم شلوغ شود و حوزه نجف خلوت یا بلعکس ، و خلاصه اگر کسی جز راه خدا و رضای خدا به فکر تأمین مسئله دیگری باشد از مدار توحید دور می شود ، محور ما باید خدا باشد نه علاقه ها و نه روابط ، نه منطقه ها و نژادها و شغلها و تعصب های محلی و قبیله ای و ... . انسان مؤمن در سایه ایمان دیدش وسیع می شود . در کارها طور دیگری فکر می کند .

هدف مشخصی دارد . هیچ وقت حاضر نیست منظور خود را تغییر دهد و از راهی که ایمان جلو پایش گذارده است دست بردارد . هرچه می کند برای خداست و هرچه نمی کند هم برای خدا نمی کند . بیشتر هدف هایی را که مردم در کارهایشان دارند شایسته و بجا نمی داند و همیشه برای همه چیز چشمش به خداست . وقتی انسان باین درجه رسید ، مقام بزرگی پیدا کرده است . توفیق الهی شامل حال او شده و فضل پروردگار او را دریافته است . او مانند آدم عادی نیست ، او فوق العاده و از افراد معمولی بالاتر و برتر است . بواسطه چه ؟ بواسطه همین نیت ؟ آری بواسطه همین نیت کوچک

ولی پرمعنا که خیلی از افراد حاضر نیستند بدان تن دهند و آن قصد را در کارهای خودشان داشته باشند .

فراموش نکنیم که فردای قیامت تمامی اعضای بدن انسان اعم از گوش و چشم و دل و ... همه مسئولند و شهادت می دهند که آیا تنها برای رضای خدا بکارگیری شده اند یا نه . (سوره اسراء آیه 36)

جامعه اسلامی ما باید به سمتی برود که به مرور زمان آن مادی گرایی برداشته شده

و خداگرایی حاکم شود .

حضرت علی (ع) فرمودند : هیچ چیزی را ندیدم مگر آنکه قبل از او و با او خدا را دیدم .

به فرموده شهید مرتضی مطهری توحید اسلامی هیچ انگیزه ای غیرخدا را نمی پذیرد ، واقعیت تکامل انسان و واقعیت تکامل جهان ، واقعیت « به سوی اوئی است » ، هرچه رو به آن سو ندارد باطل و بر ضد مسیر تکاملی خلقت است . از نظر اسلام همچنانکه کار خود را باید برای خدا انجام داد ، کار خلق را هم باید برای خدا انجام داد . اینکه گفته می شود کار برای خدا یعنی کار برای خلق ، راه خدا و خلق یکی است و برای خدا یعنی برای خلق وگرنه کار برای خدا منهای خلق آخوند بازی و صوفیگری است ، سخن نادرستی است .

ازنظر اسلام راه ، راه خدااست و بس و مقصد خداست نه چیز دیگر . اما راه خدا از میان خلق می گذرد . کار برای خود کردن نفس پرستی است ، کار برای خلق کردن بت پرستی است ، کار برای خدا و خلق کردن شرک و دوگانه پرستی است ، کار خود و کار خلق برای خدا کردن توحید و خداپرستی است .

در روش توحیدی اسلامی کارها باید به نام خدا آغاز شود . آغاز کردن کار به نام خلق بت پرستی است و به نام خدا و خلق شرک و بت پرستی است و تنها به نام خدا توحید و یگانه پرستی است .

از قرآن مجید در مورد اخلاص ، نکته جالبی استفاده می شود و آن اینکه مخلِص بودن (به کسر لام)

غیر از مخلَص بودن (به فتح لام) است . مخلص بودن به کسر لام یعنی در عمل اخلاص ورزیدن ، عمل را پاک و خالص برای خدا انجام دادن ، اما مخلص بودن به فتح لام یعنی پاک و خالص شده برای خدا. بدیهی است که پاک و خالص کردن عمل چیزی است و پاک و خالص بودن به تمامی وجود چیز دیگری است .   

+ نوشته شده در  ساعت 20  توسط عبدالزهرا  |