|
|
|
|
|
هوالجواد نـــــــــور نور چیست؟ چگونه ایجاد شده و عوامل بوجود آمدن آن در جامعه چیست؟ نور در سیره معصومین چگونه است؟ چه آفت هایی در مسیر آن قرار دارد؟ آیا راه رسیدن به نور در مردان و زنان یکی است؟ و ... یکی از مسائل مهمی که در جوامع امروزی بسیار کم یافت می شود و کمتر به این مهم توجه می شود مسئله « نور » است . بهتر است ابتداءاً با معنای ابتدایی این کلمه بزرگ مقداری آشنا شده و سپس در حد بضاعتمان آن را مورد بحث و بررسی دقیق قرار دهیم (انشاء الله). نور به معنای روشنایی است ولی نه روشنایی مجازی . به روشنایی شعله آتش نور نمی گویند! به روشنایی لامپها و چراغها نور نمی گویند! به برق خیابانها و معابر نور نمی گویند! نور به روشنایی ای گفته می شود که بر اثر عواملی در دل انسان ایجاد شده ، مسیر زندگی را برای او روشن کرده و او را در این مسیر رهنمون می کند . خداوند نور واحد و مطلق است و تمامی نورها باید از کمال او سرچشمه گیرند و به او نزدیکتر شوند . هرچقدر انسان به نور الهی نزدیکتر شود دارای درجات بالاتری خواهد بود . خداوند متعال برای اینکه انسانها به راحتی بتوانند به آن نور واحد رسیده و به کمال نزدیکتر شوند راههای متعددی را در جامعه پیش روی آنان قرار داده است ، مانند نماز خالص و با حضور قلب ، تلاوت قرآن با تأنی و تدبر ، سیره ائمه معصومین (ع) ، جهاد و ... روزی جوانی پس از اقامه نماز جماعت صبح به محضر مبارک پیامبر اکرم (ص) مشرف شد و عرضه داشت یارسول الله بنده همه چیز را می بینم ، بهشت را می بینم ، جهنم را می بینم ، آسمانها را می بینم ، فرشتگان الهی را می بینم ، مرگ شما را می بینم ، جایگاه شما را در بهشت می بینم ، دل شما را هم می بینم . حضرت فرمودند: من هم دل شما را می بینم . ای جوان ! می خواهی بدانی از کجا این نورانیت را بدست آورده ای؟ جوان عرضه داشت یارسول الله به بنده نگویید ، به این جماعت نمازگزار بگویید. حضرت فرمودند تو از تلاوت زیاد قرآن و عمل به دستورات آن به این درجه رسیده ای . جوان عرضه داشت من هم زمانی هوسران بودم تا هنگامی که بر خدا توکل کردم و تصمیم قاطع گرفتم که دیگر به سوی نور حرکت کنم ... قرآن کریم می فرماید : الله نورالسموت والارض مثل نوره کمشکوة فیها مصباح المصباح فی زجاجة الزجاجة کانها کوکب دری یوقد من شجرة مبارکة زیتونة لا شرقیة ولا غربیة ... (سوره مبارکه نور آیه 31) امام صادق (ع) در تفسیر این آیه شریفه می فرمایند : در این آیه مشکوة (چراغدان) به معنای حضرت زهرا(س) است ، مصباح المصباح نیز به معنای امام حسن و امام حسین (ع) و کوکب دری به ائمه معصومین (ع) تعبیر شده است . حال پس از اینکه مشخص شد نور از چه مسیرهایی عبور می کند ، یک سؤال مطرح می شود که در جوامع امروزی با این شرایط سخت با این همه فساد و تباهی چگونه می شود به آن درجه کمال رسید و نورانی شد؟! این سؤال را از مراجع بزرگوار تقلید حضرت آیة الله بهجت و علامه حسن زاده آملی پرسیدند که هر دو آن بزرگواران تنها یک پاسخ دادند که مضامین سخنانشان این بود که « انجام واجبات و ترک محرمات » یعنی در این شرایط خود را از گناه محفوظ داشته و معصیت نکنید (ورع) . نبی مکرم اسلام (ص) آنقدر نورانی بود که تمام عالم در وجود او جای داشت و آن ناشی از تقوی و پرهیزکاری آن حضرت بود . در سیره نبوی آمده است که حتی ایشان یکبار هم از ران مرغ تناول نمی کردند و می فرمودند اینگونه غذاها هوس آور است و خوردن آنها کراهت دارد ... و اما آفت هایی که در جوامع امروزی در مسیر نورانی شدن قرار دارد و در شهرستان بندرگز نیز به وضوح مشاهده می شود به شرح ذیل می باشد : یکی از آفت هایی که در این زمینه وجود دارد ، عدم شناخت حقیقت زندگی است ، چرا که در عصر حاضر به گونه ای زندگی می کنیم که متأسفانه نه حتی منکر ، بلکه گاهی اوقات حرام نیز در نزد ما زیبا جلوه داده و مستحب شمرده می شود . گناه کرده ، راه سعادت را به روی خود می بندیم در صورتی که به سادگی از آن عبور می کنیم . علت ضعف جوامع امروزی مشخص است ، با نداشتن شناخت کافی فکر می کنند که راه نورانی شدن تنها نماز و روزه و امثالهم است در صورتی که اینطور نیست ، هرچند این موارد بسیار خوب هستند ولی باید شناخت وسیعی از جامعه داشت و با آن شناخت پیش رفت ، در کنار شناخت است که نماز و روزه رنگ و بوی خدایی به خود می گیرد . معاویة ابن ابی سفیان (لعنة الله علیه) نماز جمعه را روز چهارشنبه اقامه کرد ، عده زیادی از مردم جاهل به او اقتدا کردند در صورتی که همه می دانند نماز جمعه مخصوص روز جمعه است ! این متأثر از عدم شناخت جامعه است و با ناآگاهی انسان خواسته یا ناخواسته به دوزخ کشیده می شود . یکی دیگر از آفت های جامعه که در این مسیر قرار دارد بی مسئولیتی نسبت به جهاد و مبارزه است . البته جهاد خود به دو قسمت جهاد اکبر و جهاد اصغر تقسیم می شود و مبحثی ثقیل و جداست که ما شمه ای از آن را مورد بررسی قرار می دهیم . جهاد اکبر : یکی از مهمترین راههای رسیدن به نور واحد همان جهاد اکبر یعنی مبارزه با نفس اماره است ، نفسی که انسان را شبانه روز به بدی امر می کند . نکته ای که بسیار مهم تلقی می شود اینست که انسان چگونه می تواند از فرمان های نفس که ابزاری است قوی در اختیار شیطان نجات پیدا کند ؟! در پاسخ باید گفت که با شیاطین به سادگی نمی شود مبارزه کرد ، چرا که هم آنان بسیار قوی هستند ، و هم ابزارهای آنها . البته نباید هم از آنها ترسید و می بایست تنها از خداوند مدد گرفت و بر او توکل کرد . انسان می بایست در مقابل حربه های شیطان که امروزه بیش از پیش شده است تنها یک عکس العمل را از خود نشان دهد . کار به ظاهر ساده و البته بسیار دشوار است . تنها راه اینست که انسان راه مستقیمی را که خداوند در سوره مبارکه حمد فرموده است را طی کند و هرگاه به هر یک از حربه های شیطان گرفتار شد می بایست فرار کند که آن هم با شیوه های گوناگون میسر است . روزی در یکی از اردوهای فرهنگی – نظامی باتفاق جمعی از برادران بسیجی بمدت یک شبانه روز به طرح وطنا رفتیم . مقداری از شب را در یکی از اتاقهایی که که مهیا کرده بودند گذراندیم و مقداری با تکنیک ها و تاکتیک های جبهه آشنا شدیم . نیمه شب شد ، به دستور فرمانده پایگاه مقاومت ---------- ، بسیجیان نوجوان و جوان دو صف منظم را تشکیل دادند و آماده حرکت به سمت جنگل های تاریک وطنا . یک صف در سمت راست جاده و صف دیگر در سمت چپ جاده که اطرافش جنگل های بسیار تاریک قرار داشت . مقداری که از خوابگاه دور شدیم ترس بچه ها را فرا گرفته بود و حتی بعضی ها دوست داشتند که برگردند ولی دیگر راه بازگشتی وجود نداشت ، چرا که می بایست یک مسیر نسبتاً طولانی را طی کنند و کسی جرأت نمی کرد در آن تاریکی به تنهایی برگردد . صداهای وحشتناکی از جنگل به گوش می رسید ، صدای ناله سگ و شغال و حتی ممکن بود از لابلای جنگل حیوان درنده ای به ما حمله کند ولی باز به مسیر خود ادامه دادیم . یک سرس برنامه های نظامی را در آن مسیر انجام دادیم . در حال حرکت بودیم که ناگهان یک نفر از بسیجیان فریادی زد و در مورد مسیری که طی می کردیم توضیحاتی داد . او می گفت : این مسیر نسبتاً طولانی را مسیر زندگی فرض کنید . هر لحظه ممکن است از هر طرف حیوان درنده ای به شما حمله ور شده و شما را بدرد و حتی شما لحظه ای حاظر نمی شوید قدمی به طرف ظلمات جنگل بروید . چه چیزی برای دفاع همراه خود دارید و چگونه می توانید در این تاریکی از خودتان محافظت کنید ؟! زندگی هم همینطور است ، تنها یک مسیر مناسب وجود دارد و آن هم صراط مستقیم است . چطور می شود در این تاریکی و در این مسیر بدنبال ذره ای از نور می گردید ولی در مسیر زندگی کمتر متذکر این نکته می شوید ؟! در زندگی نیز مطمئناً سگ ها و شغال هایی وجود دارد که ممکن است شما را بدرد . چرا در این تاریکی بیشتر بالای سرتان را مشاهده می کنید و از نور زیبای ماه بهره می گیرید ، درصورتی که در مسیر زندگی بدنبال کمتر نوری هستید ؟! و ... صحبت های زیبا و جالبی بود و البته تأثیر گزار. آن شب با آنکه بسیار دیر جهت استراحت به خابگاه برگشتیم ولی همه در اول وقت برای نماز صبح بیدار شدند و این نشان از درک صحیح از واقعیت بود ... جهاد اصغر : انسان ها موظفند در کنار تهذیب نفس ، برای دیگران نیز قدم های بسزایی را بردارند و موجب پیشرفت آنان در زمینه های مختلف شوند . جهاد تنها حضور در جبهه جنگ نظامی نیست ، بلکه به فرموده مقام معظم رهبری جهاد می تواند در زمینه های مختلف باشد ، مانند جهاد فرهنگی و دینی ، جهاد اجتماعی ، جهاد سیاسی و ... پس هرکس برای اینکه بتواند هم خود و هم دیگران را به سعادت رهنمون کند می بلیست برحسب بضاعت خویش جهادکند و در آن صورت است که وجود او نورانی می شود و اگر کسی جهاد نکند و از آن بگریزد ممکن است ماجرای حضرت یونس ذالنون (ع) در شکم ماهی برای او نیز پیش آید . جامعه امروزی نیاز مبرم به جهاد اصغر دارد ، چرا که دشمنان داخل و خارج از هر فرصتی برای خدشه دار کردن نظام می کوشند و در سایه جهاد و مبارزه است که ترفندهای دشمن بی اثر می ماند ... سؤال دیگری که در مورد نور پیش می آید اینست که آیا همانگونه که مردان به دنبال نور واحد هستند زنان نیز باید اینگونه باشند ؟ پاسخ خیر است ! چرا که مرد ویژگی خاص خود را دارد و زن ویژگی دیگری . مردان باید به کارهای بیرون از خانه بیشتر روی آورند و زنان به کارهای خانه که در جوامع امروزی برعکس است . نورانی شدن زن در خوب شوهرداری اوست نه در کوچه و خیابان کار خیر کردن . پیامبر اکرم (ص) فرمودند : زنان مطمئن ترین سلاح شیطانند ، و در جایی دیگر می فرمایند : اگر زن نبود هر آینه مرد به بهشت می رفت . از این احادیث معتبر که در کتاب شریف نهج الفصاحه موجود است اینطور تعبیر می شود که بهترین کار زن بخصوص در جوامع امروزی حضور در خانه است . البته این حضور در خانه را نباید با اسارت زن اشتباه گرفت . منظور این است که زن در مواقع غیرضروری نباید از منزل خود خارج شود . مطمئناً داستان زنی که به درجه مقرب درگاه خدا شدن رسید را شنیده اید . این زن در دوره رضا شاه که قانون کشف حجاب فراگیر شده بود ، سالهای متمادی را تنها در خانه خود سپری کرد و هرگز از منزل خود خارج نشد که پس از مرگ او حضرت مهدی (ارواحنا فداه) برای او عزاداری کردند و آن زن سعادتمند شد ، ولی متأسفانه در حال حاظر زنان و دختران را کمتر می شود در خانه ها پیدا کرد ! پیامبر اکرم (ص) فرمودند : هر زنی بدون اجازه شوهر از خانه اش بیرون رود مورد خشم و غضب خدای تعالی است تا زمانی که به خانه بازگردد و یا شوهرش از او راضی شود و در جایی دیگر می فرمایند : حکایت زنی که خود را برای دیگران زینت کند مانند ظلمتی است که روز قیامت نور ندارد . زنان برعکس مردان می بایست در خانه خود حضور یافته و از نور الهی بهره گیرند چرا که بهترین راه نورانی شدن برای آنان همین حضور در خانه است . نبی مکرم اسلام (ص) می فرمایند : اشتغال هریک از شما زنان در خانه اش ثواب جهاد مجاهدان را در پی دارد (انشاء الله) . نمونه دیگر فرق مرد و زن در کسب نورانیت حضور در برخی عرصه هاست . به عنوان مثال ) مردان برای اقامه کردن نماز به مساجد می روند ولی به فرموده رسول الله (ص) زنان بهترین محل عبادت آنان کنج خانه های آنان است نه مساجد! متأسفانه اخیراً در شهرستان بندرگز به وضوح مشاهده می شود که کوچه و بازار مملو از زن و دختر است ، بخصوص از ساعت 7 الی 11 صبح که در این مواقع جو بسیار بدی در شهر پدیدار می شود . گوئی زلزله عظیمی آمده باشد و مردان با خانه هایشان نابود شده باشند و زنان بی خانمان به خیابان ها گریزان شده اند . هرکس یک پلاستیک و یا فرش کوچکی بهمراه دارد و در کنار مغازه ای نشسته ، در انتظار خرید مقداری شیر . ظاهراً کنفرانس تشکیل داده اند . آن هم چه کنفرانسی! هرکس از روبروی آنان عبور می کند 80 عدد چشم به او خیره شده و پس از مشاهده ، در همان زمینه کنفرانس غیبت و تهمت آغاز می شود و اکثر مواقع آخر هم به جنجال کشیده می شود . این چه بساطی است . پس از ارائه این همه حدیث معتبر از معصومین (ع) آیا این وضع با اسلام سازگاری دارد؟! اشکال کار از کجاست و چه کسانی و چگونه می توانند این معضل فرهنگی را در شهر برطرف نمایند؟ تازه می شود به مضامین حدیث شریف نبوی پی برد که می فرمایند : کمترین کسانی که به بهشت می روند زنانند و بیشترین کسانی که به بهشت می روند دیوانگان . یقین بدانید نور را از این جمع ها نمی شود پیدا کرد . چشم ها نابینا و دل ها تیره است ، گویا اکثر انسان ها خوابند و هنگام مرگ از خواب غفلت بیدار می شوند ... الا ای بی وفایان ! از آن پیغمبری که حتی دم مرگ نیز به یاد سعادتمندی شما بود و ندای « رب امتی – رب امتی » « پروردگارا امت من چه می شوند » سر می داد ، خجالت بکشید و ذره ای هم که شده به دستوراتش عمل کنید . انشاء الله که خداوند همه ما را از دیوانگان و بیداران خود قرار دهد . |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 10 توسط عبدالزهرا
|
|
||
|
|
|
|
|
هوالجواد سیری در بحبوحات فرهنگ و دین خدایا ، از اینکه نمی توانیم آنطور که باید و شاید حق مطلب را ادا کنیم شرمنده ایم و عذرخواه ... یکی از مقدمات بسیار مهم و دومین زمینه طرح فروپاشی برای احیای حاکمیت نظام سلطه بر ایران ، تهاجم فرهنگی است . تا زمانی که فرهنگ ملی بر جامعه حاکم است و نظام سلطه جهانی در پیشبرد اهداف خود در عرصه استحاله فرهنگی توفیقی به دست نیاورد ، اجرای هر طرح استعماری قطعاً فاقد توفیق خواهد بود ، زیرا سلطه سیاسی بدون پشتوانه فرهنگی میسر نیست . بنابراین برای تضعیف اسلام و ارزش های اعتقادی و همچنین کم رنگ ساختن روحیه ایثار ، جهاد ، شهادت ، خوداتکایی و ضدیت با ظلم و تخریب فرهنگ ملی کشور و جایگزین کردن فرهنگ آمریکایی در راستای ایجاد بحران هویت ، طرح تهاجم فرهنگی با برنامه ریزی حساب شده ای به مرحله اجرا درآمده است که ابعاد آن عبارتند از : 1- ترویج و اشاعه دنیا طلبی و مادی گرایی افراطی با تبلیغ مظاهر زندگی غربی 2- تبلیغ مستمر و گسترده سکولاریسم و لائیسم 3- ترویج نظریه وجود قرائت های مختلف از اسلام 4- اشاعه و تبلیغ نسبی بودن موازین اسلامی و ارزش های اعتقادی و دینی 5- تبلیغ ضرورت جدایی دین از سیاست و دنیا از آخرت 6- ترویج و تبلیغ وجود تضاد میان علم و توسعه با دین و اخلاق 7- نفی آرمانگرایی با دنیاپرستی و تحریک غرائز شهوانی 8- حمله مستمر به مبانی ارزشی و پایه های اعتقادی با حربه تحریف حقایق 9- اشاعه چهره غیرواقعی ، زشت و خشن از اسلام 10- تبلیغ و ترویج مغایرت دین و وحی با عقل 11- ترویج و اشاعه اومانیسم و مکاتب الحادی غربی 12- تبلیغ و ترویج تضاد میان اسلام و آزادی 13- تلاش مستمر و برنامه ریزی شده برای سست کردن بنیان های مسلم دینی 14- تلاش برای قرار دادن جمهوری اسلامی در مقابل دموکراسی و آزادی های مدنی 15- سازماندهی حملات لجام گسیخته به باورهای ملی – مذهبی و ارزش های حیاتی 16- برنامه ریزی برای بیگانه ساختن جامعه با امربه معروف و نهی ازمنکر 17- تلاش برای به تمسخر گرفتن مبارزه حق و باطل 18- تبلیغ گسترده مبانی نظری فرهنگ غرب و زیرساخت های تئوریک فرهنگ آمریکایی 19- کوشش برای جدا کردن نسل جوان از ارزش های اعتقادی و آرمانهای انقلاب با هدف ایجاد بحران هویت 20- نفی معنویت و تبلیغ برای افزایش حرص و طمع نسبت به دنیا و قربانی ساختن همه ارزش ها و لذایذ معنوی در مسلخ دنیا پرستی و زیاده طلبی های افراطی مادی 21- متهم ساختن اسلام و جمهوری به ضدیت با حقوق بشر و نقض آزادی های مدنی 22- سوء استفاده از نارسائی ها ، معضلات و ضعف های مدیریتی و اجرایی ، برای حمله و هجوم به ماهیت اسلام و قوانین الهی با هدف کم رنگ ساختن ایمان به خداوند متعال 23- ایجاد روحیه یأس و ناامیدی در مردم ، بویژه در نسل جوان ، با ترویج و اشاعه غیرقابل اجرا بودن ارزش های والای الهی در جامعه 24- برنامه ریزی برای کم اهمیت جلوه دادن تهاجم فرهنگی و توهم خواندن آن ، با هدف کم کردن حساسیت ها نسبت به اهداف تهاجم فرهنگی ؛ در حالی که بیشترین سرمایه گذاری ها را در این بخش صورت می دهند و هزینه های آنها برای تهاجم فرهنگی سرسام آور است سعی در بی اهمیت جلوه دادن تهاجم فرهنگی دارند 25- تبلیغ و ترویج ناکارآمد بودن تئوری حکومت دینی و تضعیف فرهنگ اسلامی و مبانی عقیدتی و اشاعه این نظریه که دین متعلق به گذشته است و قرآن کریم برای مردم عربستان در مقطع زمانی 1400 سال پیش نازل شده است و ربطی به زندگی ماشینی و عصر تکنولوژی پیشرفته ندارد . حال با این دریای متلاطم سازماندهی تهاجم فرهنگی چه باید کرد ؟! مسئولیت دفاع از میهن اسلامی ، ارزش ها ، افکار و زندگی جوانان و نوجوانان برومند جامعه برعهده چه کسانی است ؟! * درپاسخ به این سؤالات مهم رجوع می کنیم به برخی از ابعادی که ذکر شد : ( ترویج و اشاعه دنیا طلبی و مادی گرایی و نفی معنویت و تبلیغ برای افزایش حرص و طمع نسبت به دنیا و قربانی ساختن همه ارزش ها و لذایذ معنوی در مسلخ دنیا پرستی و زیاده طلبی های افراطی مادی ) . در این بین نکته ای که بسیار مهم تلقی می شود مسئله تبلیغ و ارزش آن در جامعه است . بعضی از مسائل است که ما به حق ، ارزش آن مسائل را درک کرده ایم . چون ارزشش را یعنی سطحش را درک کرده ایم ، قهراً آن را در سطح خودش می شناسیم . مثلاً امر « افتاء و فتوا دادن » . خوشبختانه تا حد زیادی ، لااقل 95 درصد جامعه ما می شناسند که افتاء کاری است سنگین و در سطح بسیار بسیار بالا . نه افرادی زود جرأت می کنند که چنین ادعایی بکنند و نه اگر افراد خوش اشتهایی این ادعا را کردند جامعه زود می پذیرد . جامعه این را احساس کرده که سطح این کار بالاست . ولی مسئله دعوت مردم به سوی حق ، مسئله تبلیغ مردم ، مسئله ارشاد و هدایت مردم ، مسئله حرکت دادن مردم به سوی خدا ، که سخن ، سخن حرکت دادن است ( سطح آن شناخته نشده است ) . در این ره انبیا چون ساربانند دلیل و رهنمای کاروانند وز ایشان سید ما گشته سالار همو اول همو آخر در این کار جمال جانفرایش شمع جمع است مقام دلگشایش جمع جمع است روان از پیش و دلها جمله از پی گرفته دست جانها دامن وی حرکت دادن بشر است ، آن هم به کجا ؟ به سوی آخور؟ نه . خیلی مکتب ها هستند که بشر را حرکت می دهند ، خوب هم حرکت می دهند ، اما به سوی چه ؟ به سوی آخور، به سوی منافعش . کمی مقام مقدس تر هم بگوییم : به سوی حقوقشان که بالاخره منافعشان در حقوقشان است . حضرت علی (ع) فرمودند : کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته ؛ یعنی همه مسئولند و موظفند که در حد وسع و توانشان عمل کنند . چه بنده حقیر عاصی ضعیف ناتوان که حداقل کاری که می توانم انجام دهم عمل است و تذکر و چه آن مسئول و رئیسی که در سمت خود انجام وظیفه می کند و یا نمی کند! اسلام انسان را از فرو رفتن در دنیا و شهوات برحذر داشته است که یکی از نشانه های آن « اتراف » است . حضرت امام خمینی (ره) نام این حالت را « کاخ نشینی » گذاشته اند . اگر این حالت حاصل شود ، معمولاً انسان سرکشی می کند و در دنیا و آخرت خود را رسوا می کند . این حالت (اتراف ) ، انسان را در غرقاب شهوات و امور دنیوی فرو می برد و سرانجام به سرکشی و تکذیب انبیاء (ص) می انجامد ( اصحاب شمال ) . چنین ویروس خطرناکی چند سالی است در شهرستان بندرگز نیز مانند خیلی شهرهای دیگر سرایت کرده و البته ناگفته نماند مقداری هم اوج گرفته است . اخیراً شنیده شده است که برخی از بزرگان شهری ، چه در لباس شخصی و چه در لباس شریف روحانیت و ... به جای اینکه دنبال دین داری و دین مداری خود و مردم باشند ، متأسفانه در حال حاضر به دنبال زرق و برق دنیا ، خرید و فروش زمین های زراعی و املاک مسکونی و ... می باشند . جای تأسف دارد که کسی در شهر متذکر این نکته نمی شود در صورتی که همین افراد به صورت هفتگی در صحبت هایی که در جمع های مختلف دارند دم از ساده زیستی و یتیم نوازی زده و خود را تبرعه می کنند ! ناگفته نماند روزی دوستی می گفت غروب پنج شنبه ای برای زیارت اهل قبور با پای پیاده در راه رفتن به امامزاده حبیب الله شهر نوکنده بودیم که ناگهان یکی از همین آقایان با ماشینی گران قیمت مثل بازی شکاری و با سرعت بیش از 100 کیلومتر در ساعت از روبرویمان که در داخل شهر بودیم رد شد و با سرور و شادمانی فراوان برایمان دستی هم تکان داد . نفهمیدیم چه شد ولی تنها نکته قابل فهم برایمان این بود که این آقا یکدستی هم می تواند اتومبیل رانی کند . تأسف خوردیم که چرا مأمورین راهنمایی و رانندگی جلوی این راننده بی ترمز را نگرفتند ؟! نکته قابل توجه اینکه همین افراد که دم از اسلام و دین می زنند با استفاده از ( بند پ ) امکانات شغلی فراوانی را تنها برای بستگان و نزدیکان خود فراهم می کنند و کسی در داخل شهر نیست که به فریاد بی نوایان پاسخی بدهد . البته فراموش نکنیم که حتی برای اقامه نمازهای جماعت هم باید اکثر دفعات با تلفن زدن بدنبال یک امام جماعت گشت که آن هم بیشتر اوقات با تأخیر 10 الی 15 دقیقه ای اقامه شود . پیغمبر اکرم (ص) فرمودند : زمانی برای مردم پیش خواهد آمد که مردم اهمیتی به تلف شدن دین نمی دهند ، درصورتی که دنیای آنها محفوظ و سالم باشد . نکند که ما خواسته یا ناخواسته از چنین افرادی حمایت کنیم و از اعمال و کردارشان مدح و ستایش بعمل آوریم ، هرچند خودشان در جمع های مختلف از همدیگر تعریف و تمجید می کنند! پیامبر اعظم (ص) فرمودند : هنگامی که آدم بدکار ستوده شود ، عرش الهی بلرزه درآید و خداوند خشمناک شود . حال به نظر شما در میان چنین افراد بی مسئولیت و نالایق چه باید کرد و چه تدابیری باید اندیشید؟! |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 20 توسط عبدالزهرا
|
|
||
|
|
|
|
|
هوالجواد کلمه « لا اله الا الله » در جامعه تمامی انسانها در جامعه نیازهایی دارند که بدنبال رفع هرچه سریعتر آن می باشند . این نیازها بطور کلی عبارتند از : 1- نیازهای مادی 2- نیازهای معنوی معمولاً اکثر انسانها برای رفع مشکلات و نیازهای خود دست به هر کاری می زنند و امیدوارند که بتوانند تا آنجا که برایشان میسر است این نیازها را برطرف نمایند . پرسشی که در این مابین پیش می آید اینکه چرا ما انسانها در جامعه نمی توانیم نیازهای خود را بطور کامل رفع کنیم ، هرچند که در بسیاری از موارد از یکدیگر مددجوئی می کنیم ؟! یکی از دلایل بسیارمهمی که اصولاً منجر می شود در کارهایمان گره بیفتد و یا ناتمام و ناقص اجراء شود و به خواسته های مورد نظرمان نرسیم اینست که کلمه شریفه « لا اله الا الله » را نتوانستیم بفهمیم و یکی از مهمترین و پیچیده ترین مسئله از اصول پنج گانه دین که توحید و خداشناسی است را درک کنیم ... به عنوان مثال شما یک جگرفروشی را در نظر بگیرید که روزی ده ها جگر پاره می کند و به سیخ می کشد و می فروشد اما چه بسا رگها را نمی شناسد چون در مقام شناختن موی رگها نبوده و یا یک آئینه فروش که زلف او در هم ریخته شده و از صبح تا شب صدها بار به آئینه ها نگاه می کند اما زلف و موی خود را درست نمی کند زیرا در فکر و مقام اصلاح خود نیست ، او در فکر فروش آئینه است نه اصلاح موی خویش . گاهی انسان دستمالی بدست می گیرد و شیشه ساعت را پاک می کند . از او می پرسیم چقدر به اذان ظهر مانده ، دوباره نگاه می کند زیرا تابحال در فکر پاک کردن ساعت بود نه در فکر شناخت وقت . اگر افرادی آثار خدا را می بینند و مطالعه می کنند باز هم ایمان نمی آورند ، برای آن است که هدفشان از مطالعه شناخت خدا نیست . می دانیم اگر نعمتی از اول عمر با ما بود دیگر برای ما تازگی ندارد و اینکه ما آثار خدا را می بینیم و یاد او نیستیم و قدر آن را نمی دانیم ، چون از اول زندگی در نعمتها و با نعمتها بوده ایم . به عنوان مثال چیزی که مسلم است اینکه ما تا به حال خدا را بخاطر وجود انگشت شصت خود شکر نکرده ایم ، چون از اول تولد با ما بوده اما اگر فرض کنیم که این انگشت برای مدت کوتاهی بسته شود یا اصلاً بریده شود بعد مشاهده می کنیم که بدون آن نمی توانیم حتی دگمه یقه خود را ببندیم ! آری ، دوام نعمت ها سبب غفلت ما از خدا می شود و یکی از فلسفه های ناگواری ها همین هشدارها است ، قرآن مجید می فرماید ما گاه و بیگاه مردم را در تنگناها قرار می دهیم ( لعلهم یضرعون ) تا شاید به ما توجه و تضرع کنند . لا اله الا الله به معنای ظاهری عبارتست از خدایی جز الله نیست . حال از این جمله بزرگ چه استنباط می شود و چه واقعیت هایی در آن نهفته است ؟! نکته ای که بسیار مهم تلقی می شود اینست که انسان باید با نیت خالص و پاک تنها برای خدا کار کند ، در تمامی اعمال و کردار خود خدا را ناظر رفتارش ببیند و مهمتر اینکه تنها و تنها از او کمک بخواهد ( چه بصورت زبانی و چه بصورت عملی ) . اصلاً بهتر بگوییم لا اله الا الله یعنی فقط خدا . خداوند متعال به حضرت موسی (ع) فرمود که ای موسی اگر در خانه ای غیر از من را بزنی قطع امیدت می کنم و کاری می کنم که به مرادت نرسی . انسان باید همه کارهایش را تنها از خدا بخواهد نه فقط بصورت زبانی بگوید که خدایا به امید تو ، بلکه باید در عمل نیز آن را به اثبات برساند . البته کار بسیار سخت و دشواری است که تمام کارهایمان برای خدا باشد ، حتی یک کلمه حرف زدن و یا یک لحظه نگاه کردن ، به همین دلیل بود که پیغمبر اسلام (ص) هر شبانه روز دائماً دعا می کرد که « اللهم لا تکلنی الی نفسی طرفة عین ابدا » یعنی « خدایا یک چشم به هم زدن هم مرا به خودم وا مگذار » ، چرا که همان یک لحظه ممکن است انسان نه تنها از خیلی خواسته های خود دور شود حتی ممکن است که خواسته یا ناخواسته مشرک شود و از دین اسلام خارج گردد . انسان در کنار توکل زبانی و عملی به خداوند نباید حتی یک لحظه هم از عنایت و کمک خداوند مأیوس شده و تردید به خود راه دهد . روزی حضرت عیسی (ع) در کنار دریا ایستاده بود و قدرت خداوند را مشاهده و تفکر می کرد که ناگهان فریادی از وسط دریا به گوش او رسید . ظاهراً شخصی از داخل قایق به دریاافتاده و در حال غرق شدن بود . حضرت عیسی که قدرتی مافوق طبیعت داشت قدم زنان بر روی آب دریا راه می رفت و به آرامی دست آن مرد را گرفت و با استفاده از قدرت خداوندی به او گفت که با من تا ساحل بر روی آب راه بیا . آن مرد پس از چند قدمی که توانست بر روی آب راه رود ، ناگهان مشاهده کرد که دارد در آب غرق می شود . حضرت عیسی (ع) دست او را گرفت و به قایق رساند و فرمود که ای مرد ، چرا لحظه ای به قدرت خداوند شک و تردید کردی ؟! همان یک لحظه کافی بود تا سلب توفیق شوی . لا اله الا الله یعنی انسان بی هیچ تردید و بطور خالص فقط و فقط به خدا توکل کرده و از او بخواهد . البته این به معنای ترک تلاش و فعالیت و استفاده از منابع مادی نیست . و اما نکاتی که منجر می شود کارهایمان در جامعه با موفقیت کامل به انجام نرسد و یا گره ای در کارمان ایجاد شود عبارتند از : 1- نیت ناخالص : در چنین موردی اصولاً در گفته مان کلمه رضای خدا وجود دارد ولی در عمل چیز دیگری ثابت می شود . 2- کمک خواستن از غیر خدا : شبانه روز دعا می کنیم که فاغث یا غیاث المستغیثین ، خدایا دست ما را بگیر و به فریادمان برس ، درصورتی که چاکرتم ، نوکرتم در بازار ها رایج شده است و حتی هنگام سلام کردن سرها در مقابل یکدیگر تا زانو خم می شود . 3- ریاکاری : این مورد به دو گونه است و گاهی اوقات در جلوه ای روشن بروز می کند و گاهی خیلی خفیف است که خود انسان هم نمی فهمد . در حدیث آمده است « کل ریاء شرک » ، ریاکاری نیز شرک محسوب می شود و فرد ریاکار از اسلام بدور است . از حضرت علی (ع) پرسیدند آسمان ها قفل می زنند و هیچ دعایی به بالا نمی رود ، علت چیست ؟ حضرت فرمود شرک به خدا . پرسیدند کلید این قفل ها چیست ؟ حضرت فرمود گفتن کلمه لا اله الا الله . ناگفته نماند حضرت آیة الله جوادی آملی (حفظه الله) در تفسیر یکی از آیات قرآن کریم گفتن کلمه لا اله الا الله را سپری در برابر شیاطین دانسته و فرموده است « کلمة لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی » . ایشان افزودند انسان تنها با گفتن « اعوذ بالله » از شیاطین رهایی پیدا نمی کند ، چرا که تنها گفتن اعوذ بالله مانند اینست که ما در میدان جنگ بایستیم و بگوییم که تیر نزنید . ذکر کلمه « لا اله الا الله » در کنار ذکر « اعوذ بالله » است که هنگام حمله شیاطین انسان را محفوظ می دارد ، چرا که در این لحظه خداوند فرشتگانی را مأمور می کند تا به طرف شیاطین تیراندازی کرده و انسان را محفوظ بدارند . 4- بت پرستی : یکی از مهمترین مواردی که منجر به از بین رفتن عبادات و مستجاب نشدن خواسته ها و دعاها می شود رواج بت پرستی است . در دوران قدیم بت پرستی بصورت کاملاً آشکار بود و مردم جاهل خورشید ، ماه و ... را می پرستیدند و در جامعه کنونی ما چنین مواردی بسیار کم رنگ شده و به شیوه ای دیگر که اکثر مردم خود نیز از آن اطلاعی ندارند صورت می گیرد . این بت پرستی همان هواپرستی ، جاه پرستی ، مقام پرستی ، پول پرستی و شخص پرستی است . البته در گذشته نیز چنین مواردی رایج بوده است . ( چند سالی است که منتظر مانده ایم یک خیر پیدا شود و این نوع بت پرستی را در شهرستان بندرگز شرح دهد و مردم را از این کار زشت و خطرناک باز دارد ، غافل از اینکه خود خیرین دچار چنین ویروسی شده اند ). اسلام هرگونه بت پرستی جلی و خفی را شرک به خداوند متعال دانسته و انسان ها را از آن نهی می کند . 5- برای غیرخدا کار کردن : پیامبر اعظم (ص) فرمودند ، خالصانه دین داری کن ، آنگاه عمل اندک برای تو کافی است و در جایی دیگر می فرماید خداوند تنهااعمال خالص را می پذیرد . نمونه های دیگری از شرک : یکی می گفت ، اکنون ما دیگر نیاز به نماز باران نداریم با حفر چاه نیم عمق ، آب مورد نیاز را تأمین می کنیم . دیگری می گوید الان زمانی نیست که خدا قهر کند و قحطی به مردم روآورده ، زیرا کشتی های گندم فوری از خارج وارد می شود . سومی می گوید ، قانون شرع حسابی دارد قبول داریم لیکن نمی توانیم از قوانین دولتی یا بین المللی سرباز زنیم یا می گوید حکم خدا چنین است لیکن رضایت مردم و یا همسر را هم باید به حساب آورد ، ما گاهی به فرمان خدا و گاهی هم پیرو این و آنیم . دیگری می گوید ، به مجالس عروسی می رویم چون اگر نرویم بستگان ناراحت می شوند ، هرچند که در آن لهو و لعب باشد ولی یک گوشه می نشینیم و کاری نمی کنیم ، فقط تماشا می کنیم و یا اصلاً نمی رویم فقط هنگام صرف شام می رویم ، درصورتی که نمی داند این حضور خود نشانه حمایت از باطل است و حرام . و یا حتی نمونه دیگر شرک ، تبعیض قائل شدن در نوع روابط بین مسکین و ثروتمند است . امام رضا (ع) فرمودند : هرکس به پولدار گرمتر سلام کند خداوند در قیامت بر او غضب خواهد کرد . این نمونه های ذکر شده و این نوع دید و منطق با توحید و بندگی حق منافات دارد . یکی از فقهای شورای نگهبان نقل می کرد که حدود بیست سال قبل که همراه حضرت امام خمینی (ره) به تهران می رفتم ، به او گفتم چه خوب است که دولت عراق اجازه مسافرت به ایرانی ها نمی دهد وگرنه فضلا و طلاب قم همه به سوی نجف می رفتند و حوزه علمیه قم خلوت می شد . امام از این طرز بیان بسیار ناراحت شد و از قم تا تهران در ماشین برای من صحبت کرد که اگر کسی در فکر غیرخدا باشد و بخواهد یکی بالا و دیگری پایین بیاید ، حوزه قم شلوغ شود و حوزه نجف خلوت یا بلعکس ، و خلاصه اگر کسی جز راه خدا و رضای خدا به فکر تأمین مسئله دیگری باشد از مدار توحید دور می شود ، محور ما باید خدا باشد نه علاقه ها و نه روابط ، نه منطقه ها و نژادها و شغلها و تعصب های محلی و قبیله ای و ... . انسان مؤمن در سایه ایمان دیدش وسیع می شود . در کارها طور دیگری فکر می کند . هدف مشخصی دارد . هیچ وقت حاضر نیست منظور خود را تغییر دهد و از راهی که ایمان جلو پایش گذارده است دست بردارد . هرچه می کند برای خداست و هرچه نمی کند هم برای خدا نمی کند . بیشتر هدف هایی را که مردم در کارهایشان دارند شایسته و بجا نمی داند و همیشه برای همه چیز چشمش به خداست . وقتی انسان باین درجه رسید ، مقام بزرگی پیدا کرده است . توفیق الهی شامل حال او شده و فضل پروردگار او را دریافته است . او مانند آدم عادی نیست ، او فوق العاده و از افراد معمولی بالاتر و برتر است . بواسطه چه ؟ بواسطه همین نیت ؟ آری بواسطه همین نیت کوچک ولی پرمعنا که خیلی از افراد حاضر نیستند بدان تن دهند و آن قصد را در کارهای خودشان داشته باشند . فراموش نکنیم که فردای قیامت تمامی اعضای بدن انسان اعم از گوش و چشم و دل و ... همه مسئولند و شهادت می دهند که آیا تنها برای رضای خدا بکارگیری شده اند یا نه . (سوره اسراء آیه 36) جامعه اسلامی ما باید به سمتی برود که به مرور زمان آن مادی گرایی برداشته شده و خداگرایی حاکم شود . حضرت علی (ع) فرمودند : هیچ چیزی را ندیدم مگر آنکه قبل از او و با او خدا را دیدم . به فرموده شهید مرتضی مطهری توحید اسلامی هیچ انگیزه ای غیرخدا را نمی پذیرد ، واقعیت تکامل انسان و واقعیت تکامل جهان ، واقعیت « به سوی اوئی است » ، هرچه رو به آن سو ندارد باطل و بر ضد مسیر تکاملی خلقت است . از نظر اسلام همچنانکه کار خود را باید برای خدا انجام داد ، کار خلق را هم باید برای خدا انجام داد . اینکه گفته می شود کار برای خدا یعنی کار برای خلق ، راه خدا و خلق یکی است و برای خدا یعنی برای خلق وگرنه کار برای خدا منهای خلق آخوند بازی و صوفیگری است ، سخن نادرستی است . ازنظر اسلام راه ، راه خدااست و بس و مقصد خداست نه چیز دیگر . اما راه خدا از میان خلق می گذرد . کار برای خود کردن نفس پرستی است ، کار برای خلق کردن بت پرستی است ، کار برای خدا و خلق کردن شرک و دوگانه پرستی است ، کار خود و کار خلق برای خدا کردن توحید و خداپرستی است . در روش توحیدی اسلامی کارها باید به نام خدا آغاز شود . آغاز کردن کار به نام خلق بت پرستی است و به نام خدا و خلق شرک و بت پرستی است و تنها به نام خدا توحید و یگانه پرستی است . از قرآن مجید در مورد اخلاص ، نکته جالبی استفاده می شود و آن اینکه مخلِص بودن (به کسر لام) غیر از مخلَص بودن (به فتح لام) است . مخلص بودن به کسر لام یعنی در عمل اخلاص ورزیدن ، عمل را پاک و خالص برای خدا انجام دادن ، اما مخلص بودن به فتح لام یعنی پاک و خالص شده برای خدا. بدیهی است که پاک و خالص کردن عمل چیزی است و پاک و خالص بودن به تمامی وجود چیز دیگری است . |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 20 توسط عبدالزهرا
|
|
||