|
|
|
|
|
هوالجواد
بزودی با مطالب قصار در خدمت دوستان هستیم . |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 19 توسط عبدالزهرا
|
|
||
|
|
|
|
|
هوالجواد پروردگارا در این ماه بزرگ به ما توفیق ده تا بتوانیم سیره رسول الله (ص) را در زندگیمان عملی کنیم . به ما توفیق ده که در این ماه بزرگ بیش از این قلب نازنین امام زمان (عج) را از خود نرنجانیم . به ما توفیق ده تا بتوانیم رهروان خوبی برای راه صاحبان این ماه باشیم . و به ما توفیق ده تا بتوانیم بر توبه و عباداتمان ثابت قدم باشیم . |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 20 توسط عبدالزهرا
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
هوالجواد بدینوسیله برنامه یازدهمین یادواره شهدای کیاسر به اطلاع دوستان و عاشقان شهداء میرسد مداح : برادر صادق نژاد سخنران : حجة الاسلام ادیب یزدی
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در ساعت 11 توسط عبدالزهرا
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
![]() هوالجواد شهیـــــــــــــد باخبر شدیم که روز گذشته در شهرستان بندرگز دو تن از عزیزان به دیار حق شتافتند و جاودانه تاریخ شدند . نمی دانیم چه بگوییم ! قلم در برابر این عظمت ها و رشادت ها نائی برای گفتن ندارد . فقط بگوییم که این عزت و سربلندی از قدیم در شهرستان بندرگز بود ، هست و انشاءالله هم خواهد بود . از گذشته بگوییم ، شهدایی چون شهید اسدی عرب ، شهید زحمتکش ، شهید امیرلطیفی و شهید خرمنگدا که این شهداء در دوران خود ، بزرگمردانی بودند که تنها با خدا معامله کردند و به لقاءالله پیوستند . بیاییم کمی جلوتر شهیدانی چون رمضانعلی و هادی بائیان ، غلامحسین و ابوالقاسم دماوندی کمالی ، سردار شهید قربان فرجی ، شهیدان رسولی و ... که اگر بخواهیم نام آن عزیزان را عنوان کنیم می بایست ساعتی و شاید هم ساعت ها وقت صرف شود و ما به نیابت از همه آن بزرگمردان نام تنها چند شهید را ذکر کردیم ، باشد که مورد رضای خدای متعال قرار گیرد . به هرحال پیکر یکی از این شهیدان (شهید کلبادی) در میان انبوهی از جمعیت تشییع شد و پیکر شهیدی دیگر(شهید مهدی سالیکندی عزیز) دو روز بعد تشییع می شود که دشمنان اسلام بخصوص منافقین کوردل بدانند که هنوز هم در شهرستان بندرگز روحیه شهید محوری و شهید پروری موج می زند و جوانان نسل جدید شهرستان ، برای زنده نگه داشتن اسلام تا آخرین نفس از میهن عزیز اسلامی دفاع خواهند کرد . علاقه مندان و رهپویان راه ولایت و شهادت بار دیگر مانند سالهای گذشته در دهه دوم مرداد ماه امسال با حضور در یادواره شهداء روستای کیاسر نشان خواهند داد که تمامی وجود این جوانان شهداء هستند و خود نیز طالب شهادت ... |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 15 توسط عبدالزهرا
|
|
||
|
|
|
|
![]() هوالجواد بـــــــــــــــــرق یکی از نیازهای جامعه امروزی که منجر به رفاه انسان ها می شود برق است . برقی که می شود آن را یکی از لزومات زندگی بشری نامید . در نماز جمعه امروز شهرستان بندرگز ، سخن از مشکلاتی چون گاز و برق بود ولی سخنان این هفته بصورت انتقادی مطرح نشد ، بلکه بسیار مسالمت آمیز و حساب شده بود ، چرا که این بار جنبه انتقادی مستقیم از دولت مطرح نبود ولی صحبت ها به گونه ای بود که بطور تقریباً نامحسوس معنی می شد که آقا ! دفعه قبل که گاز قطع شد من نوعی این کار را کردم و باز هم ساختم و این دفعه که برق کم است بیاییم صرفه جویی کنیم و به گونه ای این مسائل به جای اینکه با دلگرم کردن مردم همراه باشد ، به خودی خود مردم را نسبت به خیلی چیزها بدبین می کند که امیدواریم این مشکل سخن گفتن نیز برطرف شود هرچند که این مسائل دیگر برای مردم عادت شده است .
ناگفته نماند پس از اقامه نماز جمعه و عصر ناگهان جو بسیار هولناکی در فضای مسجد بوجود آمد و عده زیادی از مردم در داخل مسجد مانند دوندگان مسابقه دو و میدانی بدنبال تعدادی از کسانی را که لامپ کم مصرف را بصورت رایگان در میان مردم توزیع می کردند می دویدند و نظم مسجد به هم ریخت. آیا بهتر نبود این کار در خارج از فضای مسجد صورت گیرد ؟ در روایات معصومین (ع) آمده است که حتی در داخل مسجد فریاد نکشید ، چه برسد به اینکه بعضی آقایان در مقابل دیدگان برخی روحانیون از منبر بالا رفتند و بر سر و کول هم می پریدند تا شاید بتوانند لامپ کم مصرفی را بصورت رایگان دریافت کنند ! |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 15 توسط عبدالزهرا
|
|
||
|
|
|
|
هوالجواد هیئت مجموعه ای که در آن هم می شود کار خیر انجام داد و هم کار ناصحیح . برخی هیئت ها ورزشی است ، برخی هیئت ها اجتماعی است ، برخی هیئت ها سیاسی است ، برخی هیئت ها فرهنگی است و در حالت کلی برخی هیئت ها مذهبی که بحث ما پیرامون هیئت های مذهبی است . هیئت هایی که امروزه در سطح شهرستان بندرگز تعداد آنان به بیش از یکصد هیئت می رسد که هر کدام از آن هیئت ها پیرامون موضوع خاصی تشکیل برنامه داده و در حال خدمت می باشند . برخی از این هیئت ها هدفشان جذب جوانان و نوجوانان به مسائل ارزشمند دینی و زنده نگه داشتن اسلام است و برخی دیگر ترویج فرهنگ دینی و ثابت قدم نگه داشتن مردم در پایبندی به ارزش های دینی است که هر دو نوع فعالیت در جامعه امروزی بسیار نیاز است . حال براساس آیه 84 سوره مبارکه اسراء چه کسانی راه یافته ترند ؟ در پاسخ باید بگوییم کسانی که به امت وسط نزدیک تر باشند و امت وسط نیز همان خاندان و رهروان راستین رسول الله (ص) می باشند ، این افراد ، راه یافته ترند و خداوند به کردار آنان آگاهتر است . تجربیات ثابت کرده است که تشکیلات ، گروه ها و هیئت هایی که بصورت مستقل و بدون زیرمجموعه قرار گرفتن ارگان و یا اداره و نهادی فعالیت کرده اند ، ثابت قدم تر و با کیفیت بهتری به اهداف زیبایشان می رسند و آن خداست که روزی رسان است ، نه بنده خــــــدا ! و نیز جوانانی که در هیئت ها حضور می یابند و از مزایای آن بهره می برند ، می بایست درک حقایق و معرفت ائمه اطهار (علیهم السلام) و قرآن کریم را در کالبد وجودی خود بیش از پیش زنده نگه بدارند و از این شکوفایی خود در پیشبرد جامعه اسلامی بکوشند که انشاءالله همینگونه هم هست . خوشبختانه شهرستان بندرگز از وجود مداحان ارزشمندی بهره می برد ولی متأسفانه در بخش سخنران کماکان ضعف دارد و باید در این شهر مذهبی و دینی حداقل چند سخنران و واعظ جوان ، عالم و متدین در میان جوانان و نوجوانان حضور یابد تا هیئت هایمان بیش از پیش به درک حقایق و معرفت برسند . خوشا بر حال هیئتی که با بصیرت و آگاهی نسبت به مسائل دینی ، اجتماعی و فرهنگی تفکرات و عملکرد خود را سرو سامان می دهد و خوشا برحال کسانی که در هیئت ها بصورت هفتگی ندای توسل به ائمه هدی (ع) و ندای آل یاسین به امام زمانشان سر می دهند و همواره قلبشان بیش از پیش در انتظار آقا و مولایشان می تپد و خوشا بر حال هیئتی که همواره با جماعت بوده و به دور از بازی های سیاسی به فکر اتحاد و همبستگی مردم و بخصوص جوانان است و چه خوب می شود تمامی هیئت های مذهبی شهرستان جمع شوند و تشکیل یک سنگر بزرگ مسلمین به نام مسجد را دهند و مراسماتشان را در آن سنگر باشکوه برگزار نموده و حتی از کوچکترین تفرقه ای هم پرهیز کرده و تنها خداوند را حاظر و ناظر بر اعمال و کردار خود ببینند و |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 10 توسط عبدالزهرا
|
|
||
|
|
|
|
![]() هوالجواد تبلیغـــــــات یکی از مسائل مهمی که هر جوامعی به شدت به آن نیاز دارد « تبلیغات » است . تبلیغات در معنای عام خود نوعی رساندن پیامی را شامل می شود که در جوامع مختلف با شرایط متفاوت صورت می گیرد . حال با این اوصاف وظیفه ما چیست ؟ آیا می شود با این تبلیغات سوء دست روی دست گذاشت و کاری نکرد و تنها منتظر ماند ؟! پاسخ خیـــــــــر است . چرا که جوانان باید خود را در عرصه های مختلف حاظر کنند و به فرموده مقام معظم رهبری که بسیجی باید همواره در وسط میدان باشد تا ارزش های در برابر تبلیغات سوء باید تبلیغات فرهنگی کرد و آن هم به گونه های مختلف امکان پذیر است . یکی با برگزاری کلاس های عقیدتی و آموزشی ، یکی با برگزاری مراسمات دینی ، یکی با برنامه های اینترنتی سالم که درحال حاظر دوستانمان در شهرستان بندرگز الحق والانصاف فعالیت های شایسته ای را انجام می دهند ، یکی هم با متعادل نگه داشتن جو حاکم بر جامعه و جلوگیری از هرگونه تشنج برآن ، یکی هم با برگزاری جلسات پرسش و پاسخ در حضور جوانان و نوجوانان ، همه اینها برنامه های تبلیغاتی فرهنگی سودمندی است که می شود در مقابل تبلیغات سوء دشمنان بکار برد . گفتیم دشمنان ! دشمنانی که نه به خود رحم می کنند و نه به دیگران ! نه به خانواده خود مودت دارند و نه به خانواده دیگران ! آیا ما حاظریم به تنهایی در اوج رفاه و شادی ظاهر باشیم و پدر ، مادر ، برادر و خواهرمان در زیر خروارها خاک خفته باشند ؟! متأسفانه در شهرستان بندرگز به کرار مشاهده شده است ، سازمان تبلیغات اسلامی تا مراسمی را در حین اجراء مشاهده می کند بدون اینکه حمایتی از آن برنامه و مراسم داشته باشد ، آخر این چه بساطی است ؟! آیا وظیفه سازمان تبلیغات تنها گزارش کار دادن است ؟! سازمان تبلیغاتی که اخیراً به اداره تبلیغات تبدیل شده است و بودجه ای چندین برابر برای فعالیت های فرهنگی و دینی دارد چطور می تواند بگوید در کل یک سال تنها یک و ... میلیون تومان بودجه داریم ! پس یا آقای مدیر کل اشتباه می کند یا خود آنان ! همین بی تفاوتی و بی مسئولیتی است که منجر به سوء استفاده دشمنان و بخصوص منافقین از جامعه اسلامی می شود ... در حال حاظر در سطح شهر برخی دوستان انصافاً فعالیت های پسندیده ای انجام می دهند و جوانان و نوجوانان بسیاری را جذب مراسمات مذهبی کرده و پای منبر بزرگان مداحی های ذاکران اهل بیت (ع) استفاده می کنند . شیوه ای نو ، |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 15 توسط عبدالزهرا
|
|
||
|
|
|
|
|
هوالجواد حکمت مـــــــــادر سلام من به بازوان خسته ات مادر سلام من به پهلوی شکسته ات مادر سلام من به زخم روی سینه ات مادر سلام من به صحنه مدینه ات مادر گوشه ای از ارزش ها ، رشادت ها ، هدایت ها و اهداف مبارک ایشان را مورد ارزیابی قرار دهیم ؛ باشد که مورد رضای خداوند متعال واقع شود . نکته ای که در آغاز سخنم مورد بحث قرار می دهم اینست که انسان چگونه می تواند خود را در مسیر حرکت اهل بیت (ع) و بخصوص حضرت زهرا (س) قرار دهد و همواره با آنان باشد ؟ برای اینکه ما انسانها بتوانیم در چنین مسیر همواری قرار بگیریم می بایست ابتدا چشم بصیرت خود را باز کرده و واقعیت ها را ببینیم و برای مشاهده واقعیات ، « اصل تفکر » الزامی است که آن هم جا و مکان خاصی دارد . اساساً تفکرات صحیح موجب رشد و توسعه انسانها می شود ، بخصوص در زمینه نحوه و چگونگی اداره امور جامعه در شرایط زمانی خاص . ما انسانها اگر بخواهیم در ایام فاطمیه خود را بیش از پیش با این ایام وفق دهیم و همواره ثابت قدم بمانیم باید ابتدا نسبت به مسائل فاطمیه شناخت کافی پیدا کنیم که این شناخت موجبات هرچه بیشتر عمل به دستورات الهی را فراهم خواهد آورد . به عنوان مثال در مورد یزیدابن معاویه (لعنة الله علیه) می بایست از کردار شوم او درس ها گرفت و مهمتر اینکه به فرموده استاد شهید مطهری باید در حال حاظر یزید و یزیدیان زمان را شناخت و در مقابل آنان ایستادگی کرد . حال با این سخن پس بگوییم جوانی که گنهکار است دیگر در مراسمات حاضر نشود؟! پاسخ خیـــــــــر است ؛ چرا که گنهکاران باید دست به دامان اهل بیت (علیهم السلام) شوند و هرکه در مراسمات حضور نمی یابد و می گوید من نیازی به این مراسمات ندارم خود فردی گنهکار و ناقص بشمار می رود . در مراسمات مذهبی شهرستان بندرگز که انصافاً در حال حاظر خیلی بهتر از گذشته برگزار می شود بخصوص در برخی هیئت ها ، باید دو نکته مهم بیش از پیش جلوه گر شود : 1- شعـــــــور 2- شـــــــور در مورد اول که مقداری به آن اشاره کردیم و رکن اساسی مراسمات بشمار می رود ، در اکثر مراسمات به وضوح به چشم می آید ولی کافی نیست و می شود بهتر هم کار کرد . باید سراسر شهر را فرا گیرد و نباید به یک عده اندک بسنده کرد ، بلکه تمامی تفکرات می بایست متحول شود . جوانی که پس از مراسم هیئت دنبال معصیت است مطمئناً او نتوانسته است درک صحیحی از مراسم داشته باشد چرا که او تنها فکر کرده است با حضور در مراسم هیئت و سینه زنی گناهش پاک شده است و دوباره بدنبال همان گناه می رود با این نیت که باز به هیئت می آیم و گناهم پاک می شود ... و اما در مورد دوم که خیلی مهم است باید گفت شور نیز در مراسمات اهل بیت (ع) نیاز است و نباید مراسمات خشک و بسیار ساده برگزار گردد . شاید در سطح شهر برخی دوستان بگویند که شور ، بیشتر از شعور در مراسمات مشاهده می شود و یا چرا در روضه خوانی ها تفکر نمی شود ؟! در پاسخ باید بگویم که نــــــه! شور فاطمی و شور حسینی در مراسمات بسیار نیاز است ولی نباید از حد اعتدال خود بگذرد . روضه خوانی بسیار نیاز است ، سینه زنی بسیار نیاز است ، اشک ریختن بسیار نیاز است و پاسخ دیگر که بسیار مهم است اینکه تفکر نیز جا و مکان خاص خود را دارد . دیگر در لابلای روضه خوانی که نمی شود تفکر کرد که چرا در این صحنه اینگونه شد و در آن صحنه آنگونه شد ؟! چرا که تفکرات مربوط به زمان و موقعیت خاصی است . مداحان عزیز بندرگزی که خداوند بر طاعاتشان بیفزاید انصافاً نسبت به خیلی شهرهای دیگر در حد اعتدال پیش می روند و حتی تقریباً برخی مراسمات در سطح شهرستان در مسیری پیش می رود که در بیت مقام معظم رهبری برگزار می گردد . نکته مهم دیگر که مسئولین هیئت ها و واعظان محترم باید نسبت به آن دقت کنند اینکه هرگز قبل از برگزاری و در حین مراسمات در کاری نسبت به جوانان و نوجوانان اجبــــــــار نکنند . مثلاً اجبار به حضور تا پایان مراسم و یا اجبار حضور بصورت هفتگی یا روزانه ؛ بلکه باید با لســــــــانی خوش و زیبا جوانان را تشویق و ترغیب کنند چرا که « وَما اَرسَلناکَ اِلا مُبَشِراً وَ نَذِیراً » و نکته دیگر اینکه منبرها بخصوص در مساجد می بایست مدت زمان آن کوتاه باشد ولی مستمر، چرا که پیامبر اعظم (ص) همیشه سخنانشان کوتاه بود و پرمعنا . برادران محترم نوارهای شاد را به حرمت چادر خاکی مادر کنار بگذارند و دنبال هرزگی نروند و خواهران محترمه نیز چادرهای مشکی خود را فراموش نکنند ، باشد که حضرت زهرا (س) در آن روز سخت و دشوار شفاعتشان کند . و اما سؤالی که عموماً برای اکثر مردم مطرح است اینکه چرا قبر مطهر حضرت زهرا (س) همواره پنهان است و اصلاً چرا ایشان شبانه تشییع و دفن شدند ؟ در پاسخ به این سؤال مهم استاد شهید مرتضی مطهری فرمودند پنهان بودن قبر پاک ایشان یک رفتار سیاسی از سوی خودشان بود . چرا که تاریخ همواره لوث بوده است و دشمنان اسلام می خواستند این بخش مهم از تاریخ (ولایت اهل بیت (ع) ) را نیز لوث کنند که بی بی فاطمه زهرا (سلام الله علیها) برای اینکه صحنه مظلومیت اهل بیت پیغمبر (ص) و اسلام ستیزی دشمنان برای همگان تا دوره آخر الزمان باقی بماند و همواره همگان این سؤال مهم در ذهنشان باقی بماند که چرا حضرت زهرا (س) را شبانه تشییع و دفن کردند و چرا مزار مطهر ایشان پنهان است خواستند که مزارشان تا زمانی مشخص پنهان بماند . در سرای آخرت هنگامی که حضرت زهرا (س) وارد قیامت می شوند فریادی برخواهد آمد که : یا مَعشَرَالخَلائق غَضو اَبصارَکُم حتیَ تُجوزَ فاطِمَة (س) بِنت مُحَمد (ص) ؛ ای مردم چشمهایتان را ببندید تا فاطمه (س) دختر رسول اکرم (ص) عبور نما ید . حضرت آیة الله جوادی آملی ذیل این حدیث در کتاب زن در آینه جلال و جمال ص 171 می نویسد: این امر برای آن نیست که شما نامحرمید و اجازه دیدن آن حضرت را ندارید زیرا در قیامت تکلیفی و حرمت و حلیتی و ... نیست . بلکه وقتی آن حضرت با آن جلال می گذرد ، اهل محشر توان دیدن آن را ندارند . اَللهُم صَلِ عَلیَ فاطِمةَ وَ اَبیها وَ بَعلِها وَ بَنیها وَ سِرِالمُستَودَعِ فیها بعَددِ ما اَحاطَ بِه عِلمُک. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12 توسط عبدالزهرا
|
|
||
|
|
|
|
|
هوالجواد حکمت مطهر انسان خللی عظیم ایجاد خواهد کرد. حکمت مطهر یادآور تفکرات عمیق و انسان ساز شهید مرتضی مطهری است که جامعه با الگو گرفتن از آن می توند مسیری صحیح و هموار را رو به سعادت جاوید طی کند . و شکوفایی آن می شود یاایتها النفس المطمئنة، ارجعی الی ربک راضیة مرضیة . یکی از عبادتهای ارزشمندی که انسان ها می توانند در طی شبانه روز انجام دهند و در وجود مبارک شهید مرتضی مطهری نیز به وضوح مشاهده می شد تفکر است ، بخصوص تفکری که در نیمه های شب با نماز ، مناجات و تلاوت قرآن همراه باشد . انسان ها را به تفکر بیشتر نسبت به جهان هستی ، خلقت انسان ها و موجودات و... دعوت می کند. نسبت به خداوند متعال را نشان می دهد . به عنوان مثال ، فرق بین صد رکعت نماز بدون تفکر و دو رکعت نماز با تفکر در چیست و کدام بهتر است؟! خداوند متعال کمیت مهم نیست ، آنچه که مهم تلقی می شود کیفیت عمل (اخلاص) هست و بس . (فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره) حال ، با این اوصاف چرا برخی اوقات ادراک و عقیده انسان ضعیف و سست می شود ؟ تنها چیزی که موجب ضعف ادراک انسان می شود گناه و معصیت است . معصیت راه عقل را میبندد و مانع رشد آن می شود . این فرایند موجب می شود انسان هم از نظر عقیده و هم از نظر عمل در آخرت مؤاخذه شود و نباید فراموش کرد که « انما الایات بالنیات » ؛ اعمال انسان با نوع نیت و عقیده انسان سنجیده می شود ، پس هر کاری پاداش داده نشده و هر کاری گناه محسوب نمی شود مگر با توجه به نیت آن عمل . به عنوان مثال ، آشامیدن یک لیوان آب اگر با نیت رفع تشنگی و رضای خدا باشد ثواب محسوب شده ولی اگر با نیت اینکه آن آب را به دیگری ندهم هرچند تشنه نیستم گناه محسوب می شود . در جامعه امروزی بخصوص در میان جوانان دانشجو شواهد دال بر این است که اعتقادات بیشتر دانشجویان در اکثر کارها اعتقادات چندان مناسبی نیست . برای نمونه می توان به تفکرات آنان نسبت به مسائل داخلی کشور عزیز اسلامی اشاره کرد . برخی از آنان معتقدند دولت کنونی در بسیاری از موارد ناتوان است و در اکثر مواقع معضلات شخصی خود را مرتبط به نحوه عملکرد دولت می دانند ، درصورتی که این عقیده کاملاً نادرست است . در روایت از ائمه معصومین است که می فرماید: مشکلات ، حوادث و ناتوانی هایی که برای انسان ها پیش می آید ناشی از سه چیز است ؛ 1- از صلب پدر 2- از شیر مادر 3- از اعمال و رفتار خود انسان بنابراین هیچ گونه شانس و اقبالی در جهان هستی وجود ندارد و هر معلولی علتی دارد . (ان احسنتم احسنتم لانفسکم و ان اسأتم فلها) ، انسان اگر ذره ای نیکی کرد بیش از آن مقدار پاداشش را خواهد دید و اگر ذره ای نیز بدی کرد تنها به اندازه آن ذره جزای آن را چه در این دنیا و چه در آن دنیا خواهد دید. با این اوصاف دانشجویان عزیز اینقدر نباید معضلات شخصی را از عملکرد جامعه و دولت ببینند ، چرا که جامعه را خودمان تشکیل می دهیم و باید ابتدا خودمان را اصلاح کنیم . ابتدا ببینیم کجای کارمان اشکال است و باید دانست که آن اشکال تأثیر مستقیم بر شرایط زندگیمان خواهد گذاشت . جوان دانشجویی که شبانه روز در داخل و خارج دانشگاه کارش گناه و معصیت است ، چگونه می تواند کاستیها را از وجود دیگران ببیند . شاید برخی بگویند راه هدایت از میان انسان ها می گذرد و باید راه هموار باشد ... بله درست است . راه باید هموار باشد ولی چه کسی باید راه را برای دیگران هموار کند ؟! این خود انسان ها هستند که می بایست راه هدایت خود را هموار کنند و این کار جز با اعتقادات صحیح میسر نیست . حکمت مطهر به ما می آموزد انسان برای اینکه به سعادت واقعی دست یابد ابتدا باید خود را بشناسدو سپس جامعه را . شهید مرتضی مطهری (رحمة الله علیه) همواره تأکید فراوانی بر شناخت نفس و جامعه داشتند و هرگونه عمل بدون شناخت و درک صحیح آن را نهی می کردند . ما نیز باید رهرو راه آن بزرگ مرد تاریخ باشیم . شخصیتی که جاودانه تاریخ شد . |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 3 توسط عبدالزهرا
|
|
||
|
|
|
|
|
هوالجواد |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 15 توسط عبدالزهرا
|
|
||
|
|
|
|
|
هوالجواد نـــــــــور نور چیست؟ چگونه ایجاد شده و عوامل بوجود آمدن آن در جامعه چیست؟ نور در سیره معصومین چگونه است؟ چه آفت هایی در مسیر آن قرار دارد؟ آیا راه رسیدن به نور در مردان و زنان یکی است؟ و ... یکی از مسائل مهمی که در جوامع امروزی بسیار کم یافت می شود و کمتر به این مهم توجه می شود مسئله « نور » است . بهتر است ابتداءاً با معنای ابتدایی این کلمه بزرگ مقداری آشنا شده و سپس در حد بضاعتمان آن را مورد بحث و بررسی دقیق قرار دهیم (انشاء الله). نور به معنای روشنایی است ولی نه روشنایی مجازی . به روشنایی شعله آتش نور نمی گویند! به روشنایی لامپها و چراغها نور نمی گویند! به برق خیابانها و معابر نور نمی گویند! نور به روشنایی ای گفته می شود که بر اثر عواملی در دل انسان ایجاد شده ، مسیر زندگی را برای او روشن کرده و او را در این مسیر رهنمون می کند . خداوند نور واحد و مطلق است و تمامی نورها باید از کمال او سرچشمه گیرند و به او نزدیکتر شوند . هرچقدر انسان به نور الهی نزدیکتر شود دارای درجات بالاتری خواهد بود . خداوند متعال برای اینکه انسانها به راحتی بتوانند به آن نور واحد رسیده و به کمال نزدیکتر شوند راههای متعددی را در جامعه پیش روی آنان قرار داده است ، مانند نماز خالص و با حضور قلب ، تلاوت قرآن با تأنی و تدبر ، سیره ائمه معصومین (ع) ، جهاد و ... روزی جوانی پس از اقامه نماز جماعت صبح به محضر مبارک پیامبر اکرم (ص) مشرف شد و عرضه داشت یارسول الله بنده همه چیز را می بینم ، بهشت را می بینم ، جهنم را می بینم ، آسمانها را می بینم ، فرشتگان الهی را می بینم ، مرگ شما را می بینم ، جایگاه شما را در بهشت می بینم ، دل شما را هم می بینم . حضرت فرمودند: من هم دل شما را می بینم . ای جوان ! می خواهی بدانی از کجا این نورانیت را بدست آورده ای؟ جوان عرضه داشت یارسول الله به بنده نگویید ، به این جماعت نمازگزار بگویید. حضرت فرمودند تو از تلاوت زیاد قرآن و عمل به دستورات آن به این درجه رسیده ای . جوان عرضه داشت من هم زمانی هوسران بودم تا هنگامی که بر خدا توکل کردم و تصمیم قاطع گرفتم که دیگر به سوی نور حرکت کنم ... قرآن کریم می فرماید : الله نورالسموت والارض مثل نوره کمشکوة فیها مصباح المصباح فی زجاجة الزجاجة کانها کوکب دری یوقد من شجرة مبارکة زیتونة لا شرقیة ولا غربیة ... (سوره مبارکه نور آیه 31) امام صادق (ع) در تفسیر این آیه شریفه می فرمایند : در این آیه مشکوة (چراغدان) به معنای حضرت زهرا(س) است ، مصباح المصباح نیز به معنای امام حسن و امام حسین (ع) و کوکب دری به ائمه معصومین (ع) تعبیر شده است . حال پس از اینکه مشخص شد نور از چه مسیرهایی عبور می کند ، یک سؤال مطرح می شود که در جوامع امروزی با این شرایط سخت با این همه فساد و تباهی چگونه می شود به آن درجه کمال رسید و نورانی شد؟! این سؤال را از مراجع بزرگوار تقلید حضرت آیة الله بهجت و علامه حسن زاده آملی پرسیدند که هر دو آن بزرگواران تنها یک پاسخ دادند که مضامین سخنانشان این بود که « انجام واجبات و ترک محرمات » یعنی در این شرایط خود را از گناه محفوظ داشته و معصیت نکنید (ورع) . نبی مکرم اسلام (ص) آنقدر نورانی بود که تمام عالم در وجود او جای داشت و آن ناشی از تقوی و پرهیزکاری آن حضرت بود . در سیره نبوی آمده است که حتی ایشان یکبار هم از ران مرغ تناول نمی کردند و می فرمودند اینگونه غذاها هوس آور است و خوردن آنها کراهت دارد ... و اما آفت هایی که در جوامع امروزی در مسیر نورانی شدن قرار دارد و در شهرستان بندرگز نیز به وضوح مشاهده می شود به شرح ذیل می باشد : یکی از آفت هایی که در این زمینه وجود دارد ، عدم شناخت حقیقت زندگی است ، چرا که در عصر حاضر به گونه ای زندگی می کنیم که متأسفانه نه حتی منکر ، بلکه گاهی اوقات حرام نیز در نزد ما زیبا جلوه داده و مستحب شمرده می شود . گناه کرده ، راه سعادت را به روی خود می بندیم در صورتی که به سادگی از آن عبور می کنیم . علت ضعف جوامع امروزی مشخص است ، با نداشتن شناخت کافی فکر می کنند که راه نورانی شدن تنها نماز و روزه و امثالهم است در صورتی که اینطور نیست ، هرچند این موارد بسیار خوب هستند ولی باید شناخت وسیعی از جامعه داشت و با آن شناخت پیش رفت ، در کنار شناخت است که نماز و روزه رنگ و بوی خدایی به خود می گیرد . معاویة ابن ابی سفیان (لعنة الله علیه) نماز جمعه را روز چهارشنبه اقامه کرد ، عده زیادی از مردم جاهل به او اقتدا کردند در صورتی که همه می دانند نماز جمعه مخصوص روز جمعه است ! این متأثر از عدم شناخت جامعه است و با ناآگاهی انسان خواسته یا ناخواسته به دوزخ کشیده می شود . یکی دیگر از آفت های جامعه که در این مسیر قرار دارد بی مسئولیتی نسبت به جهاد و مبارزه است . البته جهاد خود به دو قسمت جهاد اکبر و جهاد اصغر تقسیم می شود و مبحثی ثقیل و جداست که ما شمه ای از آن را مورد بررسی قرار می دهیم . جهاد اکبر : یکی از مهمترین راههای رسیدن به نور واحد همان جهاد اکبر یعنی مبارزه با نفس اماره است ، نفسی که انسان را شبانه روز به بدی امر می کند . نکته ای که بسیار مهم تلقی می شود اینست که انسان چگونه می تواند از فرمان های نفس که ابزاری است قوی در اختیار شیطان نجات پیدا کند ؟! در پاسخ باید گفت که با شیاطین به سادگی نمی شود مبارزه کرد ، چرا که هم آنان بسیار قوی هستند ، و هم ابزارهای آنها . البته نباید هم از آنها ترسید و می بایست تنها از خداوند مدد گرفت و بر او توکل کرد . انسان می بایست در مقابل حربه های شیطان که امروزه بیش از پیش شده است تنها یک عکس العمل را از خود نشان دهد . کار به ظاهر ساده و البته بسیار دشوار است . تنها راه اینست که انسان راه مستقیمی را که خداوند در سوره مبارکه حمد فرموده است را طی کند و هرگاه به هر یک از حربه های شیطان گرفتار شد می بایست فرار کند که آن هم با شیوه های گوناگون میسر است . روزی در یکی از اردوهای فرهنگی – نظامی باتفاق جمعی از برادران بسیجی بمدت یک شبانه روز به طرح وطنا رفتیم . مقداری از شب را در یکی از اتاقهایی که که مهیا کرده بودند گذراندیم و مقداری با تکنیک ها و تاکتیک های جبهه آشنا شدیم . نیمه شب شد ، به دستور فرمانده پایگاه مقاومت ---------- ، بسیجیان نوجوان و جوان دو صف منظم را تشکیل دادند و آماده حرکت به سمت جنگل های تاریک وطنا . یک صف در سمت راست جاده و صف دیگر در سمت چپ جاده که اطرافش جنگل های بسیار تاریک قرار داشت . مقداری که از خوابگاه دور شدیم ترس بچه ها را فرا گرفته بود و حتی بعضی ها دوست داشتند که برگردند ولی دیگر راه بازگشتی وجود نداشت ، چرا که می بایست یک مسیر نسبتاً طولانی را طی کنند و کسی جرأت نمی کرد در آن تاریکی به تنهایی برگردد . صداهای وحشتناکی از جنگل به گوش می رسید ، صدای ناله سگ و شغال و حتی ممکن بود از لابلای جنگل حیوان درنده ای به ما حمله کند ولی باز به مسیر خود ادامه دادیم . یک سرس برنامه های نظامی را در آن مسیر انجام دادیم . در حال حرکت بودیم که ناگهان یک نفر از بسیجیان فریادی زد و در مورد مسیری که طی می کردیم توضیحاتی داد . او می گفت : این مسیر نسبتاً طولانی را مسیر زندگی فرض کنید . هر لحظه ممکن است از هر طرف حیوان درنده ای به شما حمله ور شده و شما را بدرد و حتی شما لحظه ای حاظر نمی شوید قدمی به طرف ظلمات جنگل بروید . چه چیزی برای دفاع همراه خود دارید و چگونه می توانید در این تاریکی از خودتان محافظت کنید ؟! زندگی هم همینطور است ، تنها یک مسیر مناسب وجود دارد و آن هم صراط مستقیم است . چطور می شود در این تاریکی و در این مسیر بدنبال ذره ای از نور می گردید ولی در مسیر زندگی کمتر متذکر این نکته می شوید ؟! در زندگی نیز مطمئناً سگ ها و شغال هایی وجود دارد که ممکن است شما را بدرد . چرا در این تاریکی بیشتر بالای سرتان را مشاهده می کنید و از نور زیبای ماه بهره می گیرید ، درصورتی که در مسیر زندگی بدنبال کمتر نوری هستید ؟! و ... صحبت های زیبا و جالبی بود و البته تأثیر گزار. آن شب با آنکه بسیار دیر جهت استراحت به خابگاه برگشتیم ولی همه در اول وقت برای نماز صبح بیدار شدند و این نشان از درک صحیح از واقعیت بود ... جهاد اصغر : انسان ها موظفند در کنار تهذیب نفس ، برای دیگران نیز قدم های بسزایی را بردارند و موجب پیشرفت آنان در زمینه های مختلف شوند . جهاد تنها حضور در جبهه جنگ نظامی نیست ، بلکه به فرموده مقام معظم رهبری جهاد می تواند در زمینه های مختلف باشد ، مانند جهاد فرهنگی و دینی ، جهاد اجتماعی ، جهاد سیاسی و ... پس هرکس برای اینکه بتواند هم خود و هم دیگران را به سعادت رهنمون کند می بلیست برحسب بضاعت خویش جهادکند و در آن صورت است که وجود او نورانی می شود و اگر کسی جهاد نکند و از آن بگریزد ممکن است ماجرای حضرت یونس ذالنون (ع) در شکم ماهی برای او نیز پیش آید . جامعه امروزی نیاز مبرم به جهاد اصغر دارد ، چرا که دشمنان داخل و خارج از هر فرصتی برای خدشه دار کردن نظام می کوشند و در سایه جهاد و مبارزه است که ترفندهای دشمن بی اثر می ماند ... سؤال دیگری که در مورد نور پیش می آید اینست که آیا همانگونه که مردان به دنبال نور واحد هستند زنان نیز باید اینگونه باشند ؟ پاسخ خیر است ! چرا که مرد ویژگی خاص خود را دارد و زن ویژگی دیگری . مردان باید به کارهای بیرون از خانه بیشتر روی آورند و زنان به کارهای خانه که در جوامع امروزی برعکس است . نورانی شدن زن در خوب شوهرداری اوست نه در کوچه و خیابان کار خیر کردن . پیامبر اکرم (ص) فرمودند : زنان مطمئن ترین سلاح شیطانند ، و در جایی دیگر می فرمایند : اگر زن نبود هر آینه مرد به بهشت می رفت . از این احادیث معتبر که در کتاب شریف نهج الفصاحه موجود است اینطور تعبیر می شود که بهترین کار زن بخصوص در جوامع امروزی حضور در خانه است . البته این حضور در خانه را نباید با اسارت زن اشتباه گرفت . منظور این است که زن در مواقع غیرضروری نباید از منزل خود خارج شود . مطمئناً داستان زنی که به درجه مقرب درگاه خدا شدن رسید را شنیده اید . این زن در دوره رضا شاه که قانون کشف حجاب فراگیر شده بود ، سالهای متمادی را تنها در خانه خود سپری کرد و هرگز از منزل خود خارج نشد که پس از مرگ او حضرت مهدی (ارواحنا فداه) برای او عزاداری کردند و آن زن سعادتمند شد ، ولی متأسفانه در حال حاظر زنان و دختران را کمتر می شود در خانه ها پیدا کرد ! پیامبر اکرم (ص) فرمودند : هر زنی بدون اجازه شوهر از خانه اش بیرون رود مورد خشم و غضب خدای تعالی است تا زمانی که به خانه بازگردد و یا شوهرش از او راضی شود و در جایی دیگر می فرمایند : حکایت زنی که خود را برای دیگران زینت کند مانند ظلمتی است که روز قیامت نور ندارد . زنان برعکس مردان می بایست در خانه خود حضور یافته و از نور الهی بهره گیرند چرا که بهترین راه نورانی شدن برای آنان همین حضور در خانه است . نبی مکرم اسلام (ص) می فرمایند : اشتغال هریک از شما زنان در خانه اش ثواب جهاد مجاهدان را در پی دارد (انشاء الله) . نمونه دیگر فرق مرد و زن در کسب نورانیت حضور در برخی عرصه هاست . به عنوان مثال ) مردان برای اقامه کردن نماز به مساجد می روند ولی به فرموده رسول الله (ص) زنان بهترین محل عبادت آنان کنج خانه های آنان است نه مساجد! متأسفانه اخیراً در شهرستان بندرگز به وضوح مشاهده می شود که کوچه و بازار مملو از زن و دختر است ، بخصوص از ساعت 7 الی 11 صبح که در این مواقع جو بسیار بدی در شهر پدیدار می شود . گوئی زلزله عظیمی آمده باشد و مردان با خانه هایشان نابود شده باشند و زنان بی خانمان به خیابان ها گریزان شده اند . هرکس یک پلاستیک و یا فرش کوچکی بهمراه دارد و در کنار مغازه ای نشسته ، در انتظار خرید مقداری شیر . ظاهراً کنفرانس تشکیل داده اند . آن هم چه کنفرانسی! هرکس از روبروی آنان عبور می کند 80 عدد چشم به او خیره شده و پس از مشاهده ، در همان زمینه کنفرانس غیبت و تهمت آغاز می شود و اکثر مواقع آخر هم به جنجال کشیده می شود . این چه بساطی است . پس از ارائه این همه حدیث معتبر از معصومین (ع) آیا این وضع با اسلام سازگاری دارد؟! اشکال کار از کجاست و چه کسانی و چگونه می توانند این معضل فرهنگی را در شهر برطرف نمایند؟ تازه می شود به مضامین حدیث شریف نبوی پی برد که می فرمایند : کمترین کسانی که به بهشت می روند زنانند و بیشترین کسانی که به بهشت می روند دیوانگان . یقین بدانید نور را از این جمع ها نمی شود پیدا کرد . چشم ها نابینا و دل ها تیره است ، گویا اکثر انسان ها خوابند و هنگام مرگ از خواب غفلت بیدار می شوند ... الا ای بی وفایان ! از آن پیغمبری که حتی دم مرگ نیز به یاد سعادتمندی شما بود و ندای « رب امتی – رب امتی » « پروردگارا امت من چه می شوند » سر می داد ، خجالت بکشید و ذره ای هم که شده به دستوراتش عمل کنید . انشاء الله که خداوند همه ما را از دیوانگان و بیداران خود قرار دهد . |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 10 توسط عبدالزهرا
|
|
||
|
|
|
|
|
هوالجواد سیری در بحبوحات فرهنگ و دین خدایا ، از اینکه نمی توانیم آنطور که باید و شاید حق مطلب را ادا کنیم شرمنده ایم و عذرخواه ... یکی از مقدمات بسیار مهم و دومین زمینه طرح فروپاشی برای احیای حاکمیت نظام سلطه بر ایران ، تهاجم فرهنگی است . تا زمانی که فرهنگ ملی بر جامعه حاکم است و نظام سلطه جهانی در پیشبرد اهداف خود در عرصه استحاله فرهنگی توفیقی به دست نیاورد ، اجرای هر طرح استعماری قطعاً فاقد توفیق خواهد بود ، زیرا سلطه سیاسی بدون پشتوانه فرهنگی میسر نیست . بنابراین برای تضعیف اسلام و ارزش های اعتقادی و همچنین کم رنگ ساختن روحیه ایثار ، جهاد ، شهادت ، خوداتکایی و ضدیت با ظلم و تخریب فرهنگ ملی کشور و جایگزین کردن فرهنگ آمریکایی در راستای ایجاد بحران هویت ، طرح تهاجم فرهنگی با برنامه ریزی حساب شده ای به مرحله اجرا درآمده است که ابعاد آن عبارتند از : 1- ترویج و اشاعه دنیا طلبی و مادی گرایی افراطی با تبلیغ مظاهر زندگی غربی 2- تبلیغ مستمر و گسترده سکولاریسم و لائیسم 3- ترویج نظریه وجود قرائت های مختلف از اسلام 4- اشاعه و تبلیغ نسبی بودن موازین اسلامی و ارزش های اعتقادی و دینی 5- تبلیغ ضرورت جدایی دین از سیاست و دنیا از آخرت 6- ترویج و تبلیغ وجود تضاد میان علم و توسعه با دین و اخلاق 7- نفی آرمانگرایی با دنیاپرستی و تحریک غرائز شهوانی 8- حمله مستمر به مبانی ارزشی و پایه های اعتقادی با حربه تحریف حقایق 9- اشاعه چهره غیرواقعی ، زشت و خشن از اسلام 10- تبلیغ و ترویج مغایرت دین و وحی با عقل 11- ترویج و اشاعه اومانیسم و مکاتب الحادی غربی 12- تبلیغ و ترویج تضاد میان اسلام و آزادی 13- تلاش مستمر و برنامه ریزی شده برای سست کردن بنیان های مسلم دینی 14- تلاش برای قرار دادن جمهوری اسلامی در مقابل دموکراسی و آزادی های مدنی 15- سازماندهی حملات لجام گسیخته به باورهای ملی – مذهبی و ارزش های حیاتی 16- برنامه ریزی برای بیگانه ساختن جامعه با امربه معروف و نهی ازمنکر 17- تلاش برای به تمسخر گرفتن مبارزه حق و باطل 18- تبلیغ گسترده مبانی نظری فرهنگ غرب و زیرساخت های تئوریک فرهنگ آمریکایی 19- کوشش برای جدا کردن نسل جوان از ارزش های اعتقادی و آرمانهای انقلاب با هدف ایجاد بحران هویت 20- نفی معنویت و تبلیغ برای افزایش حرص و طمع نسبت به دنیا و قربانی ساختن همه ارزش ها و لذایذ معنوی در مسلخ دنیا پرستی و زیاده طلبی های افراطی مادی 21- متهم ساختن اسلام و جمهوری به ضدیت با حقوق بشر و نقض آزادی های مدنی 22- سوء استفاده از نارسائی ها ، معضلات و ضعف های مدیریتی و اجرایی ، برای حمله و هجوم به ماهیت اسلام و قوانین الهی با هدف کم رنگ ساختن ایمان به خداوند متعال 23- ایجاد روحیه یأس و ناامیدی در مردم ، بویژه در نسل جوان ، با ترویج و اشاعه غیرقابل اجرا بودن ارزش های والای الهی در جامعه 24- برنامه ریزی برای کم اهمیت جلوه دادن تهاجم فرهنگی و توهم خواندن آن ، با هدف کم کردن حساسیت ها نسبت به اهداف تهاجم فرهنگی ؛ در حالی که بیشترین سرمایه گذاری ها را در این بخش صورت می دهند و هزینه های آنها برای تهاجم فرهنگی سرسام آور است سعی در بی اهمیت جلوه دادن تهاجم فرهنگی دارند 25- تبلیغ و ترویج ناکارآمد بودن تئوری حکومت دینی و تضعیف فرهنگ اسلامی و مبانی عقیدتی و اشاعه این نظریه که دین متعلق به گذشته است و قرآن کریم برای مردم عربستان در مقطع زمانی 1400 سال پیش نازل شده است و ربطی به زندگی ماشینی و عصر تکنولوژی پیشرفته ندارد . حال با این دریای متلاطم سازماندهی تهاجم فرهنگی چه باید کرد ؟! مسئولیت دفاع از میهن اسلامی ، ارزش ها ، افکار و زندگی جوانان و نوجوانان برومند جامعه برعهده چه کسانی است ؟! * درپاسخ به این سؤالات مهم رجوع می کنیم به برخی از ابعادی که ذکر شد : ( ترویج و اشاعه دنیا طلبی و مادی گرایی و نفی معنویت و تبلیغ برای افزایش حرص و طمع نسبت به دنیا و قربانی ساختن همه ارزش ها و لذایذ معنوی در مسلخ دنیا پرستی و زیاده طلبی های افراطی مادی ) . در این بین نکته ای که بسیار مهم تلقی می شود مسئله تبلیغ و ارزش آن در جامعه است . بعضی از مسائل است که ما به حق ، ارزش آن مسائل را درک کرده ایم . چون ارزشش را یعنی سطحش را درک کرده ایم ، قهراً آن را در سطح خودش می شناسیم . مثلاً امر « افتاء و فتوا دادن » . خوشبختانه تا حد زیادی ، لااقل 95 درصد جامعه ما می شناسند که افتاء کاری است سنگین و در سطح بسیار بسیار بالا . نه افرادی زود جرأت می کنند که چنین ادعایی بکنند و نه اگر افراد خوش اشتهایی این ادعا را کردند جامعه زود می پذیرد . جامعه این را احساس کرده که سطح این کار بالاست . ولی مسئله دعوت مردم به سوی حق ، مسئله تبلیغ مردم ، مسئله ارشاد و هدایت مردم ، مسئله حرکت دادن مردم به سوی خدا ، که سخن ، سخن حرکت دادن است ( سطح آن شناخته نشده است ) . در این ره انبیا چون ساربانند دلیل و رهنمای کاروانند وز ایشان سید ما گشته سالار همو اول همو آخر در این کار جمال جانفرایش شمع جمع است مقام دلگشایش جمع جمع است روان از پیش و دلها جمله از پی گرفته دست جانها دامن وی حرکت دادن بشر است ، آن هم به کجا ؟ به سوی آخور؟ نه . خیلی مکتب ها هستند که بشر را حرکت می دهند ، خوب هم حرکت می دهند ، اما به سوی چه ؟ به سوی آخور، به سوی منافعش . کمی مقام مقدس تر هم بگوییم : به سوی حقوقشان که بالاخره منافعشان در حقوقشان است . حضرت علی (ع) فرمودند : کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته ؛ یعنی همه مسئولند و موظفند که در حد وسع و توانشان عمل کنند . چه بنده حقیر عاصی ضعیف ناتوان که حداقل کاری که می توانم انجام دهم عمل است و تذکر و چه آن مسئول و رئیسی که در سمت خود انجام وظیفه می کند و یا نمی کند! اسلام انسان را از فرو رفتن در دنیا و شهوات برحذر داشته است که یکی از نشانه های آن « اتراف » است . حضرت امام خمینی (ره) نام این حالت را « کاخ نشینی » گذاشته اند . اگر این حالت حاصل شود ، معمولاً انسان سرکشی می کند و در دنیا و آخرت خود را رسوا می کند . این حالت (اتراف ) ، انسان را در غرقاب شهوات و امور دنیوی فرو می برد و سرانجام به سرکشی و تکذیب انبیاء (ص) می انجامد ( اصحاب شمال ) . چنین ویروس خطرناکی چند سالی است در شهرستان بندرگز نیز مانند خیلی شهرهای دیگر سرایت کرده و البته ناگفته نماند مقداری هم اوج گرفته است . اخیراً شنیده شده است که برخی از بزرگان شهری ، چه در لباس شخصی و چه در لباس شریف روحانیت و ... به جای اینکه دنبال دین داری و دین مداری خود و مردم باشند ، متأسفانه در حال حاضر به دنبال زرق و برق دنیا ، خرید و فروش زمین های زراعی و املاک مسکونی و ... می باشند . جای تأسف دارد که کسی در شهر متذکر این نکته نمی شود در صورتی که همین افراد به صورت هفتگی در صحبت هایی که در جمع های مختلف دارند دم از ساده زیستی و یتیم نوازی زده و خود را تبرعه می کنند ! ناگفته نماند روزی دوستی می گفت غروب پنج شنبه ای برای زیارت اهل قبور با پای پیاده در راه رفتن به امامزاده حبیب الله شهر نوکنده بودیم که ناگهان یکی از همین آقایان با ماشینی گران قیمت مثل بازی شکاری و با سرعت بیش از 100 کیلومتر در ساعت از روبرویمان که در داخل شهر بودیم رد شد و با سرور و شادمانی فراوان برایمان دستی هم تکان داد . نفهمیدیم چه شد ولی تنها نکته قابل فهم برایمان این بود که این آقا یکدستی هم می تواند اتومبیل رانی کند . تأسف خوردیم که چرا مأمورین راهنمایی و رانندگی جلوی این راننده بی ترمز را نگرفتند ؟! نکته قابل توجه اینکه همین افراد که دم از اسلام و دین می زنند با استفاده از ( بند پ ) امکانات شغلی فراوانی را تنها برای بستگان و نزدیکان خود فراهم می کنند و کسی در داخل شهر نیست که به فریاد بی نوایان پاسخی بدهد . البته فراموش نکنیم که حتی برای اقامه نمازهای جماعت هم باید اکثر دفعات با تلفن زدن بدنبال یک امام جماعت گشت که آن هم بیشتر اوقات با تأخیر 10 الی 15 دقیقه ای اقامه شود . پیغمبر اکرم (ص) فرمودند : زمانی برای مردم پیش خواهد آمد که مردم اهمیتی به تلف شدن دین نمی دهند ، درصورتی که دنیای آنها محفوظ و سالم باشد . نکند که ما خواسته یا ناخواسته از چنین افرادی حمایت کنیم و از اعمال و کردارشان مدح و ستایش بعمل آوریم ، هرچند خودشان در جمع های مختلف از همدیگر تعریف و تمجید می کنند! پیامبر اعظم (ص) فرمودند : هنگامی که آدم بدکار ستوده شود ، عرش الهی بلرزه درآید و خداوند خشمناک شود . حال به نظر شما در میان چنین افراد بی مسئولیت و نالایق چه باید کرد و چه تدابیری باید اندیشید؟! |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 20 توسط عبدالزهرا
|
|
||
|
|
|
|
|
هوالجواد کلمه « لا اله الا الله » در جامعه تمامی انسانها در جامعه نیازهایی دارند که بدنبال رفع هرچه سریعتر آن می باشند . این نیازها بطور کلی عبارتند از : 1- نیازهای مادی 2- نیازهای معنوی معمولاً اکثر انسانها برای رفع مشکلات و نیازهای خود دست به هر کاری می زنند و امیدوارند که بتوانند تا آنجا که برایشان میسر است این نیازها را برطرف نمایند . پرسشی که در این مابین پیش می آید اینکه چرا ما انسانها در جامعه نمی توانیم نیازهای خود را بطور کامل رفع کنیم ، هرچند که در بسیاری از موارد از یکدیگر مددجوئی می کنیم ؟! یکی از دلایل بسیارمهمی که اصولاً منجر می شود در کارهایمان گره بیفتد و یا ناتمام و ناقص اجراء شود و به خواسته های مورد نظرمان نرسیم اینست که کلمه شریفه « لا اله الا الله » را نتوانستیم بفهمیم و یکی از مهمترین و پیچیده ترین مسئله از اصول پنج گانه دین که توحید و خداشناسی است را درک کنیم ... به عنوان مثال شما یک جگرفروشی را در نظر بگیرید که روزی ده ها جگر پاره می کند و به سیخ می کشد و می فروشد اما چه بسا رگها را نمی شناسد چون در مقام شناختن موی رگها نبوده و یا یک آئینه فروش که زلف او در هم ریخته شده و از صبح تا شب صدها بار به آئینه ها نگاه می کند اما زلف و موی خود را درست نمی کند زیرا در فکر و مقام اصلاح خود نیست ، او در فکر فروش آئینه است نه اصلاح موی خویش . گاهی انسان دستمالی بدست می گیرد و شیشه ساعت را پاک می کند . از او می پرسیم چقدر به اذان ظهر مانده ، دوباره نگاه می کند زیرا تابحال در فکر پاک کردن ساعت بود نه در فکر شناخت وقت . اگر افرادی آثار خدا را می بینند و مطالعه می کنند باز هم ایمان نمی آورند ، برای آن است که هدفشان از مطالعه شناخت خدا نیست . می دانیم اگر نعمتی از اول عمر با ما بود دیگر برای ما تازگی ندارد و اینکه ما آثار خدا را می بینیم و یاد او نیستیم و قدر آن را نمی دانیم ، چون از اول زندگی در نعمتها و با نعمتها بوده ایم . به عنوان مثال چیزی که مسلم است اینکه ما تا به حال خدا را بخاطر وجود انگشت شصت خود شکر نکرده ایم ، چون از اول تولد با ما بوده اما اگر فرض کنیم که این انگشت برای مدت کوتاهی بسته شود یا اصلاً بریده شود بعد مشاهده می کنیم که بدون آن نمی توانیم حتی دگمه یقه خود را ببندیم ! آری ، دوام نعمت ها سبب غفلت ما از خدا می شود و یکی از فلسفه های ناگواری ها همین هشدارها است ، قرآن مجید می فرماید ما گاه و بیگاه مردم را در تنگناها قرار می دهیم ( لعلهم یضرعون ) تا شاید به ما توجه و تضرع کنند . لا اله الا الله به معنای ظاهری عبارتست از خدایی جز الله نیست . حال از این جمله بزرگ چه استنباط می شود و چه واقعیت هایی در آن نهفته است ؟! نکته ای که بسیار مهم تلقی می شود اینست که انسان باید با نیت خالص و پاک تنها برای خدا کار کند ، در تمامی اعمال و کردار خود خدا را ناظر رفتارش ببیند و مهمتر اینکه تنها و تنها از او کمک بخواهد ( چه بصورت زبانی و چه بصورت عملی ) . اصلاً بهتر بگوییم لا اله الا الله یعنی فقط خدا . خداوند متعال به حضرت موسی (ع) فرمود که ای موسی اگر در خانه ای غیر از من را بزنی قطع امیدت می کنم و کاری می کنم که به مرادت نرسی . انسان باید همه کارهایش را تنها از خدا بخواهد نه فقط بصورت زبانی بگوید که خدایا به امید تو ، بلکه باید در عمل نیز آن را به اثبات برساند . البته کار بسیار سخت و دشواری است که تمام کارهایمان برای خدا باشد ، حتی یک کلمه حرف زدن و یا یک لحظه نگاه کردن ، به همین دلیل بود که پیغمبر اسلام (ص) هر شبانه روز دائماً دعا می کرد که « اللهم لا تکلنی الی نفسی طرفة عین ابدا » یعنی « خدایا یک چشم به هم زدن هم مرا به خودم وا مگذار » ، چرا که همان یک لحظه ممکن است انسان نه تنها از خیلی خواسته های خود دور شود حتی ممکن است که خواسته یا ناخواسته مشرک شود و از دین اسلام خارج گردد . انسان در کنار توکل زبانی و عملی به خداوند نباید حتی یک لحظه هم از عنایت و کمک خداوند مأیوس شده و تردید به خود راه دهد . روزی حضرت عیسی (ع) در کنار دریا ایستاده بود و قدرت خداوند را مشاهده و تفکر می کرد که ناگهان فریادی از وسط دریا به گوش او رسید . ظاهراً شخصی از داخل قایق به دریاافتاده و در حال غرق شدن بود . حضرت عیسی که قدرتی مافوق طبیعت داشت قدم زنان بر روی آب دریا راه می رفت و به آرامی دست آن مرد را گرفت و با استفاده از قدرت خداوندی به او گفت که با من تا ساحل بر روی آب راه بیا . آن مرد پس از چند قدمی که توانست بر روی آب راه رود ، ناگهان مشاهده کرد که دارد در آب غرق می شود . حضرت عیسی (ع) دست او را گرفت و به قایق رساند و فرمود که ای مرد ، چرا لحظه ای به قدرت خداوند شک و تردید کردی ؟! همان یک لحظه کافی بود تا سلب توفیق شوی . لا اله الا الله یعنی انسان بی هیچ تردید و بطور خالص فقط و فقط به خدا توکل کرده و از او بخواهد . البته این به معنای ترک تلاش و فعالیت و استفاده از منابع مادی نیست . و اما نکاتی که منجر می شود کارهایمان در جامعه با موفقیت کامل به انجام نرسد و یا گره ای در کارمان ایجاد شود عبارتند از : 1- نیت ناخالص : در چنین موردی اصولاً در گفته مان کلمه رضای خدا وجود دارد ولی در عمل چیز دیگری ثابت می شود . 2- کمک خواستن از غیر خدا : شبانه روز دعا می کنیم که فاغث یا غیاث المستغیثین ، خدایا دست ما را بگیر و به فریادمان برس ، درصورتی که چاکرتم ، نوکرتم در بازار ها رایج شده است و حتی هنگام سلام کردن سرها در مقابل یکدیگر تا زانو خم می شود . 3- ریاکاری : این مورد به دو گونه است و گاهی اوقات در جلوه ای روشن بروز می کند و گاهی خیلی خفیف است که خود انسان هم نمی فهمد . در حدیث آمده است « کل ریاء شرک » ، ریاکاری نیز شرک محسوب می شود و فرد ریاکار از اسلام بدور است . از حضرت علی (ع) پرسیدند آسمان ها قفل می زنند و هیچ دعایی به بالا نمی رود ، علت چیست ؟ حضرت فرمود شرک به خدا . پرسیدند کلید این قفل ها چیست ؟ حضرت فرمود گفتن کلمه لا اله الا الله . ناگفته نماند حضرت آیة الله جوادی آملی (حفظه الله) در تفسیر یکی از آیات قرآن کریم گفتن کلمه لا اله الا الله را سپری در برابر شیاطین دانسته و فرموده است « کلمة لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی » . ایشان افزودند انسان تنها با گفتن « اعوذ بالله » از شیاطین رهایی پیدا نمی کند ، چرا که تنها گفتن اعوذ بالله مانند اینست که ما در میدان جنگ بایستیم و بگوییم که تیر نزنید . ذکر کلمه « لا اله الا الله » در کنار ذکر « اعوذ بالله » است که هنگام حمله شیاطین انسان را محفوظ می دارد ، چرا که در این لحظه خداوند فرشتگانی را مأمور می کند تا به طرف شیاطین تیراندازی کرده و انسان را محفوظ بدارند . 4- بت پرستی : یکی از مهمترین مواردی که منجر به از بین رفتن عبادات و مستجاب نشدن خواسته ها و دعاها می شود رواج بت پرستی است . در دوران قدیم بت پرستی بصورت کاملاً آشکار بود و مردم جاهل خورشید ، ماه و ... را می پرستیدند و در جامعه کنونی ما چنین مواردی بسیار کم رنگ شده و به شیوه ای دیگر که اکثر مردم خود نیز از آن اطلاعی ندارند صورت می گیرد . این بت پرستی همان هواپرستی ، جاه پرستی ، مقام پرستی ، پول پرستی و شخص پرستی است . البته در گذشته نیز چنین مواردی رایج بوده است . ( چند سالی است که منتظر مانده ایم یک خیر پیدا شود و این نوع بت پرستی را در شهرستان بندرگز شرح دهد و مردم را از این کار زشت و خطرناک باز دارد ، غافل از اینکه خود خیرین دچار چنین ویروسی شده اند ). اسلام هرگونه بت پرستی جلی و خفی را شرک به خداوند متعال دانسته و انسان ها را از آن نهی می کند . 5- برای غیرخدا کار کردن : پیامبر اعظم (ص) فرمودند ، خالصانه دین داری کن ، آنگاه عمل اندک برای تو کافی است و در جایی دیگر می فرماید خداوند تنهااعمال خالص را می پذیرد . نمونه های دیگری از شرک : یکی می گفت ، اکنون ما دیگر نیاز به نماز باران نداریم با حفر چاه نیم عمق ، آب مورد نیاز را تأمین می کنیم . دیگری می گوید الان زمانی نیست که خدا قهر کند و قحطی به مردم روآورده ، زیرا کشتی های گندم فوری از خارج وارد می شود . سومی می گوید ، قانون شرع حسابی دارد قبول داریم لیکن نمی توانیم از قوانین دولتی یا بین المللی سرباز زنیم یا می گوید حکم خدا چنین است لیکن رضایت مردم و یا همسر را هم باید به حساب آورد ، ما گاهی به فرمان خدا و گاهی هم پیرو این و آنیم . دیگری می گوید ، به مجالس عروسی می رویم چون اگر نرویم بستگان ناراحت می شوند ، هرچند که در آن لهو و لعب باشد ولی یک گوشه می نشینیم و کاری نمی کنیم ، فقط تماشا می کنیم و یا اصلاً نمی رویم فقط هنگام صرف شام می رویم ، درصورتی که نمی داند این حضور خود نشانه حمایت از باطل است و حرام . و یا حتی نمونه دیگر شرک ، تبعیض قائل شدن در نوع روابط بین مسکین و ثروتمند است . امام رضا (ع) فرمودند : هرکس به پولدار گرمتر سلام کند خداوند در قیامت بر او غضب خواهد کرد . این نمونه های ذکر شده و این نوع دید و منطق با توحید و بندگی حق منافات دارد . یکی از فقهای شورای نگهبان نقل می کرد که حدود بیست سال قبل که همراه حضرت امام خمینی (ره) به تهران می رفتم ، به او گفتم چه خوب است که دولت عراق اجازه مسافرت به ایرانی ها نمی دهد وگرنه فضلا و طلاب قم همه به سوی نجف می رفتند و حوزه علمیه قم خلوت می شد . امام از این طرز بیان بسیار ناراحت شد و از قم تا تهران در ماشین برای من صحبت کرد که اگر کسی در فکر غیرخدا باشد و بخواهد یکی بالا و دیگری پایین بیاید ، حوزه قم شلوغ شود و حوزه نجف خلوت یا بلعکس ، و خلاصه اگر کسی جز راه خدا و رضای خدا به فکر تأمین مسئله دیگری باشد از مدار توحید دور می شود ، محور ما باید خدا باشد نه علاقه ها و نه روابط ، نه منطقه ها و نژادها و شغلها و تعصب های محلی و قبیله ای و ... . انسان مؤمن در سایه ایمان دیدش وسیع می شود . در کارها طور دیگری فکر می کند . هدف مشخصی دارد . هیچ وقت حاضر نیست منظور خود را تغییر دهد و از راهی که ایمان جلو پایش گذارده است دست بردارد . هرچه می کند برای خداست و هرچه نمی کند هم برای خدا نمی کند . بیشتر هدف هایی را که مردم در کارهایشان دارند شایسته و بجا نمی داند و همیشه برای همه چیز چشمش به خداست . وقتی انسان باین درجه رسید ، مقام بزرگی پیدا کرده است . توفیق الهی شامل حال او شده و فضل پروردگار او را دریافته است . او مانند آدم عادی نیست ، او فوق العاده و از افراد معمولی بالاتر و برتر است . بواسطه چه ؟ بواسطه همین نیت ؟ آری بواسطه همین نیت کوچک ولی پرمعنا که خیلی از افراد حاضر نیستند بدان تن دهند و آن قصد را در کارهای خودشان داشته باشند . فراموش نکنیم که فردای قیامت تمامی اعضای بدن انسان اعم از گوش و چشم و دل و ... همه مسئولند و شهادت می دهند که آیا تنها برای رضای خدا بکارگیری شده اند یا نه . (سوره اسراء آیه 36) جامعه اسلامی ما باید به سمتی برود که به مرور زمان آن مادی گرایی برداشته شده و خداگرایی حاکم شود . حضرت علی (ع) فرمودند : هیچ چیزی را ندیدم مگر آنکه قبل از او و با او خدا را دیدم . به فرموده شهید مرتضی مطهری توحید اسلامی هیچ انگیزه ای غیرخدا را نمی پذیرد ، واقعیت تکامل انسان و واقعیت تکامل جهان ، واقعیت « به سوی اوئی است » ، هرچه رو به آن سو ندارد باطل و بر ضد مسیر تکاملی خلقت است . از نظر اسلام همچنانکه کار خود را باید برای خدا انجام داد ، کار خلق را هم باید برای خدا انجام داد . اینکه گفته می شود کار برای خدا یعنی کار برای خلق ، راه خدا و خلق یکی است و برای خدا یعنی برای خلق وگرنه کار برای خدا منهای خلق آخوند بازی و صوفیگری است ، سخن نادرستی است . ازنظر اسلام راه ، راه خدااست و بس و مقصد خداست نه چیز دیگر . اما راه خدا از میان خلق می گذرد . کار برای خود کردن نفس پرستی است ، کار برای خلق کردن بت پرستی است ، کار برای خدا و خلق کردن شرک و دوگانه پرستی است ، کار خود و کار خلق برای خدا کردن توحید و خداپرستی است . در روش توحیدی اسلامی کارها باید به نام خدا آغاز شود . آغاز کردن کار به نام خلق بت پرستی است و به نام خدا و خلق شرک و بت پرستی است و تنها به نام خدا توحید و یگانه پرستی است . از قرآن مجید در مورد اخلاص ، نکته جالبی استفاده می شود و آن اینکه مخلِص بودن (به کسر لام) غیر از مخلَص بودن (به فتح لام) است . مخلص بودن به کسر لام یعنی در عمل اخلاص ورزیدن ، عمل را پاک و خالص برای خدا انجام دادن ، اما مخلص بودن به فتح لام یعنی پاک و خالص شده برای خدا. بدیهی است که پاک و خالص کردن عمل چیزی است و پاک و خالص بودن به تمامی وجود چیز دیگری است . |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 20 توسط عبدالزهرا
|
|
||